را به پسرش ، ابو هاشم ، نسبت مىدهند نيز چند گروه شدهاند :
گروهى معتقد بودند كه ابو هاشم به امامت محمد بن على عباسى سفارش كرده است ؛ گروه دوم قائل بودند ، كه ابو هاشم به امامت برادرش على بن محمد حنفيه سفارش كرده است ؛ گروه سوم مىگفتند ، كه ابو هاشم برادرزادهاش ، حسن بن على را جانشين خود كرده است ؛ گروه چهارم نيز معتقد بودند سفارش ابو هاشم در امامت عبد الله بن عمرو كندى بوده است . « 1 » زيديه نيز به سه گروه اصلى تقسيم مىشوند :
جاروديه : « 2 » كسانىكه بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ، على عليه السّلام را سزاوار خلافت مىدانستند و عقيده داشتند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آن جناب را با وصف به مردم شناساند ، نه با اسم . مردم در عدم شناسايى ايشان كوتاهى كردند و ابو بكر را اختيار برگزيدند و با اين كار كفر ورزيدند .
سليمانيه : « 3 » قائل هستند امامت با شورا تعيين مىشود و امامت مفضول را باوجود افضل جايز مىشمارند و از اين راه مشروعيت خلافت ابو بكر و عمر را اثبات مىكنند و امت را در عدم اختيار على عليه السّلام خطاكار مىدانند كه خطايشان به درجهء فسق نمىرسد . عثمان را نيز تكفير مىكنند .
بتريه : « 4 » عقايد اينان نيز ، مانند عقايد سليمانيه است ، با اين تفاوت كه در مورد عثمان توقف مىكنند . « 5 »
فرقه اسماعيليه نيز به 3 دسته تقسيم شدند :
فرقهاى قائلند كه امام بعد از امام صادق عليه السّلام فرزندش ، اسماعيل است و او نمرده و زنده است و مهدى موعود مىباشد .
فرقه دوم قائل شدند كه اسماعيل مرده و امامت به پسرش محمد رسيده و او غايب است و ظاهر خواهد شد و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد .
فرقه سوم نيز مثل فرقهء دوم قائل به امامت محمد بن اسماعيل هستند ، با اين تفاوت كه
هامش
( 1 ) . شهرستانى . همان ، ص 131 - 135 .
( 2 ) . آنان اصحاب ابى الجارود ، زياد بن ابى زياد بودند از اينرو به آنها جاروديه گفتند .
( 3 ) . رهبرشان شخصى به نام سليمان بن جرير بود ؛ از اينرو به آنان سليمانيه گفتند .
( 4 ) . رهبرشان شخصى به نام كثير النوى ابتر است لذا به نام او موسوم به بتريه شدند .
( 5 ) . همان ، ص 140 - 142 .