خراسان و از آنجا به سند رفت و در آنجا كشته شد . فرزند سومش ، حسن بن محمد ، به يمن رفت و در آنجا به زندان افتاد و در زندان از دنيا رفت . برادرش ، موسى ، به جزيره رفت . برادرش ، يحيى ، به رى و از آنجا به طبرستان رفت . برادرش ، ادريس ، به مغرب رفت . برادرش ، ابراهيم ، به بصره رفت و در آنجا لشكرى از مردم اهواز ، فارس و ساير شهرها گرد آورد . ولى قيامش منجر به شكست شد » . « 1 »
اگرچه اينها اغلب مورد پيگرد ماموران عباسى بودند و نمىتوانستند در يكجا بمانند و كشته مىشدند ، تأثير خود را مىگذاشتند . گاهى فرزندان آنها در اين مناطق زندگى مىكردند ؛ چنانكه عبد الله ، پسر محمد نفس زكيه ، به نقل مسعودى نتوانسته بود در خراسان بماند و به سند رفته بود . « 2 » ولى صاحب كتاب منتقلة الطالبيين نقل مىكند كه فرزند عبد الله ، ابراهيم در خراسان مانده بود و پسرانى به نامهاى قاسم و محمد داشت . « 3 »
همچنين در ماوراء النهر گروهى بودند كه خود را به ابراهيم بن محمد نفس زكيه منسوب مىدانستند . « 4 »
اكنون به بررسى وضع شهرها و مناطقى مىپردازيم كه در قرن دوم شيعيان به صورت متراكم در آنها مىزيستند .
خراسان
با شروع قرن دوم ، حركت مبلغان بنى هاشم « 5 » به خراسان آغاز شد و مردم زيادى در آنجا به تشيّع گرويدند ؛ يعقوبى نقل مىكند :
« وقتى زيد شهيد شد ، شيعيان در خراسان به جنبوجوش درآمدند و تشيّع خويش را
هامش
( 1 ) . مسعودى ، على بن الحسين . مروج الذهب ، منشورات مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1411 ه ، ج 3 ، ص 326 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . ابن طباطبا ، ابو اسماعيل بن ناصر . منتقلة الطالبيين ، ترجمه محمد رضا عطائى ، انتشارات آستان قدس رضوى ، ط اول ، 1372 ه . ش ، ص 207 .
( 4 ) . همان ، ص 403 .
( 5 ) . توجه داشته باشيد كه اصطلاح بنى هاشم يا هاشميان در آن زمان شامل عباسيان نيز مىشده است ؛ زيرا هاشم جد آنها نيز بود .