بر طرف شد . « 1 » از اينرو بحترى شاعر در دورهء او چنين گفته است :
ان عليا لاولى بكم * و از كى يدا عندكم من عمر . « 2 » « 3 »
كنترل رهبران شيعه توسط عباسيان
حكومت عباسيان تا سال 329 ه بهطور كلى دو دوره برترى وزيران و كارگزاران ايرانى و چيرگى نظاميان ترك را گذرانده بود . هرچند در دوره تركان دستگاه خلافت ضعيف شد و بيشتر وقتها خلفاى عباسى ابزار دست فرماندهان ترك بودند ؛ سياست كلى حكومت ، ضد شيعى بود . به دليل گسترش زياد شيعه در دوران عباسى ، سياست خلفاى عباسى بر اين قرار گرفت كه رهبران شيعه را زير كنترل خويش درآورند ؛ اگرچه رفتار خلفا با شيعيان با همديگر فرق مىكرد . برخى از آنان چون منصور ، هادى ، رشيد و متوكل ، مستبد ، سختگير و خون ريز بودند . برخى ديگر چون مهدى عباسى ، مامون و واثق سختگيرى پيشينيان خود را نداشتند و در زمان اينان شيعيان توانستند تا اندازهاى نفس راحتى بكشند . آنگاه كه منصور عباسى از جانب محمد نفس زكيه و برادرش ابراهيم احساس خطر كرد ، پدر ، برادران و عموهاى او را گرفت و زندانى كرد . « 4 » منصور بارها امام صادق عليه السّلام را به دربارش فراخواند و قصد كشتن آن حضرت را داشت كه خواست خدا غير از اين بود . « 5 » خلفاى عباسى
هامش
( 1 ) . مسعودى ، على بن الحسين . مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1411 ه ، ج 4 ، ص 147 .
( 2 ) . على نسبت به شما از عمر نزديكتر و پاكتر است .
( 3 ) . همان مأخذ .
( 4 ) . مسعودى ، على بن الحسين . مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1411 ه ، ح 3 ، ص 324 .
( 5 ) . ابن جوزى نقل مىكند : زمانىكه منصور به عزم مكه وارد مدينه شد ، به ربيع حاجب گفت : جعفر بن محمد را حاضر كن ؛ خدا مرا بكشد اگر او را نكشم . ربيع در احضار آن حضرت مسامحه مىكرد ؛ سرانجام ربيع در اثر پافشارى منصور آن حضرت را احضار كرد ؛ هنگامىكه امام حاضر شد آهسته - آهسته لبانش را حركت مىداد ، سپس نزديك منصور گرديد و سلام كرد . منصور گفت : اى دشمن خدا ! نابود گردى ، در ميان مملكت من اخلالگرى مىكنى ؟ . . . خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم .
امام صادق عليه السّلام فرمود : سليمان پيغمبر سلطنت يافت و شكر كرد و ايوب مصيبت ديد ، صبر نمود و يوسف مظلوم واقع شد و بخشيد ، شما جانشين آنان هستى و سزاوارتر است كه از آنان سرمشق بگيرى . -