شومان 1 برفت كه نشان بورىتگين آنجا دادند . و سرما آنجا از لونى 2 ديگر بود و برف پيوسته گشت 3 ، و در هيچ سفر لشكر را آن رنج نرسيد كه درين سفر .
روز سهشنبه نهم اين ماه نامهء وزير رسيد بر دست سواران مرتّب 4 كه بر راه راست ايستانيده بودند 5 ، ياد كرده 6 كه « اخبار رسيد كه داود از سرخس با لشكرى قوى قصد گوزگانان كرد تا از راه اندخود 7 بكران جيحون آيد . و مىنمايد كه قصد آن دارد كه پل تباه كند تا لب آب بگيرد و فسادى انگيزد بزرگ . بند باز نمود تا تدبير آن ساخته آيد كه در سختى است 8 ، اگر ، فالعياذ باللّه 9 ، پل تباه كنند ، آبريختگى باشد .
امير سخت دلمشغول شد و بورىتگين از شومان برفته بود و دره گرفته ، كه با آن زمين آشنا بود و راهبران سره 10 داشت . امير بازگشت از آنجا كارى نارفته 11 روز آدينه دوازدهم اين ماه و بتعجيل براند تا بترمذ آمد . بورىتگين فرصتى نگاه داشت 12 و بعضى از بنه بزد و اشترى چند و اسبى چند جنيبت 13 بربودند و ببردند و آبريختگى و دلمشغولى ببود . و امير بترمذ رسيد روز آدينه بيست و ششم ماه ربيع الآخر . و كوتوال بگتگين چوگاندار درين سفر با امير رفته بود و خدمتهاى پسنديده كرده و همچنان نائبانش و سرهنگان قلعت اينجا احتياط تمام كرده بودند ، امير ايشان را احمادى 14 تمام كرد و خلعت فرمود . و ديگر روز بترمذ ببود ، پس بر پل بگذشت روز يكشنبه دو روز مانده ازين ماه 15 و پس ببلخ آمد روز چهارشنبه دوم ماه جمادى الأولى .
نامهها رسيد از نشابور روز دوشنبه هفتم اين اين ماه كه : داود به نشابور شده بود بديدن برادر ، و چهل روز آنجا مقام كرد هم در شادياخ در آن كوشك ، و پانصد هزار درم ، صلتى 16 داد او را طغرل . و اين مال و ديگر مال آنچه در كار بود همه سالار بوزگان 17 ساخت . پس از نشابور بازگشت سوى سرخس بر آن جمله كه بگوزگانان آيد .
امير به جشن نوروز بنشست روز چهارشنبه هشتم جمادى الأخرى . روز آدينه
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 897
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٨٩٧