هست « كاشكى اندر جهان شب نيستى »
( 12 ) - قراچولى : بفتح اول قراچورى ، نوعى شمشير
( 13 ) - سقط : بفتح اول و دوم سخنان زشت و بد
( 14 ) - يله كنيد : بفتح اول رها كنيد
( 15 ) - اضطراب : زدوخورد كردن ، مصدر باب افتعال از ضرب
( 16 ) - فرمان يافت : به كنايه يعنى مرد
( 17 ) - انها كن : بكسر اول و سكون دوم خبرده و آگاه ساز - انها مخفف انهاء مصدر باب افعال
( 18 ) - بشرح : مفصل و مشروح ، متمم قيدى
( 19 ) - زاده . . . : خداوند آن ( راى عالى ) را برترى افزون كناد
( 20 ) - درج : بفتح اول و سكون دوم در ضمن و در جوف ؛ پيچ نامه و طومار
( 21 ) - اسباب او : سازوبرگ و وسايل و لوازم آن - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند مراد متعلقان و بستگان است نه اثاثهء خانه - به نظر نگارنده مراد از خانه در اينجا « اهل خانه و خانه » است
( 22 ) - موقوف كردند : بازداشت كردند
( 23 ) - مقرر گردد : روشن و محقق و آشكار شود
( 24 ) - چه گويى : چه گمان برى و عقيده تو چيست
ص 460
( 1 ) - غوغا : بفتح اول هياهو و ازدحام و ستيزه و هنگامه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 34 شمارهء ( 13 )
( 2 ) - معنى جمله : مقصود اين است كه امكان ندارد كه قائد بسهو كشته شده باشد بلكه توطئهاى در كار بوده است
( 3 ) - املاء : مطلبى را تقرير كردن تا ديگرى بنويسد ، مصدر باب افعال
( 4 ) - معنى جمله : بدان گونه كه وى را ميسر باشد
( 5 ) - دراز گردد : طولانى شود
( 6 ) - غورى تمام : بفتح اول و سكون دوم عمق و قعر كاملى - در اينجا مراد حالت چيزى كه قابل حدس و دريافتن نباشد
( 7 ) - دبيرك : مراد منشى خوارزمشاه ، مركب از دبير و ك پسوند مفيد تحقير
( 8 ) - بىحاضرى وى : بدون حضور او
( 9 ) - با انديشه : نگران و انديشناك و مضطرب ، صفت پيشوندى
( 10 ) - افتاده باشد : يعنى مسلما افتاده است . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ماضى نقلى است كه با فعل معين « باشيدن » ساخته شده و از آن نوعى تأكيد استنباط مىشود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 55 شمارهء ( 4 و 8 )
( 11 ) - خط بر خوارزمشاه بايد كشيد : از خوارزمشاه بايد صرف نظر كرد و او را ترك كرد
( 12 ) - تولد نكندى : پديد نيايد ، ياى آخر « تولد نكندى » يائى است كه در افعال انشائى و تمنى افزوده مىشد ، سعدى فرمايد :
كاشكى قيمت انفاس بدانندى خلق * تا دمى چند كه مانده است غنيمت شمرند
( 13 ) - داند كه : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : تصحيح قياسى است . نسخهها « باشد كه » . . . - به نظر نگارنده « باشد كه » درست مىنمايد و نياز بتصحيح قياسى نيست ، باشد كه در اينجا بمعنى « مسلم است و بيقين » به كار رفته ، چنان كه درين بيت حافظ هم « باشد » براى تحقيق و تأكيدست نه احتمال :
آبى بروزنامهء اعمال ما فشان * باشد توان سترد حروف گناه ازو
( 14 ) - داشته باشند : برانگيخته و وادار كردهاند
( 15 ) - رفت : پيش آمد و اتفاق افتاد