خداى سبحان در آيههاى پايانى سورهء يوسف به نتيجهگيرى از داستان يوسف ( ع ) مىپردازد و امت پيامبر خاتم ( ص ) را به سير در احوال انبياى گذشته و عبرتآموزى از سرگذشت آنان و اقوامشان دعوت مىكند .
در اين داستان برادرانى كه روزى يوسف را به چاه افكندند و پيراهن خونآلودش را نزد پدر بردند ، روز ديگر در مقابل عزّت و عظمت او سر تعظيم فرود آوردند . زليخا كه روزى يوسف را به اتهام خيانت به پادشاه مصر با مكر و حيله به زندان افكند ، روز ديگر در مقابل پادشاه به پاكى و صداقت و امانت يوسف شهادت داد و از كردهء خويش پشيمان گشت .
همچنين در اين داستان ، غلبه تدبير الهى بر هر تدبير ديگرى به صراحت ظهور كرده است . يوسف ، دامان خود را از گناه پاك داشت و خداوند نيز او را به مقامات مادى و معنوى والايى رساند و خلاصه مسئله ولايت خداى تعالى نسبت به بندگان مخلَص خود ، در اين سوره به طور چشمگيرى منعكس شده است . « 1 »
پرسش
1 . حضرت لوط كه بود و در چه ناحيهاى به پيامبرى برانگيخته شد ؟
2 . سرانجام قوم لوط را شرح دهيد .
3 . چرا قرآن كريم سرگذشت حضرت يوسف ( ع ) و برادرانش را درس عبرت براى اهل تحقيق مىداند ؟
4 . آزمايش مهم حضرت يوسف ( ع ) را كه سربلند از آن بيرون آمد شرح دهيد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الميزان ، ج 11 ، ص 74 .