اين شتر ، مايهء آزمايش آنان بود كه با مشاهدهء قدرت الهى آيا ايمان مىآورند يا نه ، و آيا كسانى كه ممكن است از فهم دلايل عقلى تا حدى ناتوان باشند ، از ديدن اين آيت حسى هدايت مىشوند يا نه . « 1 »
البته حضرت صالح ( ع ) از قومش خواست كه مزاحم شتر نشوند و به آن آسيبى نرسانند و بگذارند تا آب چشمه يك روز در ميان ، بين آنان و شتر تقسيم شود . « 2 » آن حضرت همچنين به آنان گفت كه اگر به شتر آسيب برسانند ، دچار عذاب حتمى خداوند خواهند شد ، « 3 » ولى قوم صالح به تذكرات آن پيامبر الهى توجه نكردند و مستكبرانه گفتند كه ما به آنچه تو ايمان دارى ، كافريم . « 4 » پس از آن نيز به توطئهچينى پرداختند و ابتدا نقشهء قتل صالح و اهلش را كشيدند كه موفق به اجراى آن نشدند و خداوند نقشهشان را نقش بر آب ساخت . « 5 » آنان سپس به فكر كشتن ناقه افتادند و با آنكه مدتها همگى از شير آن حيوان مىخوردند و برايشان مفيد و منشأ بركات بود ، آن شتر را كشتند . « 6 » البته قاتل شتر ، يك نفر بود ، امّا چون بقيه نيز آن عمل را تصويب كرده و بدان راضى بودند ، خداوند ، آن را به همه آنان نسبت داده و فرموده است :
« فكذبوه فعقروها » . « 7 » حضرت على ( ع ) نيز به همين مطلب اشاره فرموده و سرّ آن را چنين توضيح داده است :
ايُّهَا النَّاسُ ، انَّما يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضا وَالسُّخْطُ وَ انَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضا . . . . « 8 »
اى مردم ! خشنودى و ناخشنودى از كارى پاداش و كيفر را فراگير كند ، غير اين نبود كه شتر ثمود را يك مرد پى زد ولى عذاب خدا همه را گرفت ؛ زيرا همه به اين كار رضايت داده بودند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : قمر ( 54 ) ، آيه 27 .
( 2 ) . هود ( 11 ) ، آيه 65 ؛ شعراء ( 26 ) ، آيه 156 .
( 3 ) . شعراء ( 26 ) ، آيه 157 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) ، آيه 76 .
( 5 ) . نمل ( 27 ) ، آيات 49 - 51 .
( 6 ) . اعراف ( 7 ) ، آيه 77 .
( 7 ) . شمس ( 91 ) ، آيه 15 .
( 8 ) . نهجالبلاغه ، ترجمه فولادوند ، خطبه 192 .