عاجز شدند .
بعضى از انبياء بعد از اينكه مردم را از عذاب خدا بيم دادند طوفان را از باب معجزه آوردند و كليهء افرادى كه طغيان كردند و متمرد بودند غرق شدند .
بعضى از پيغمبران را در آتش انداختند و آتش بر آنان از باب معجزه سرد و سلامت شد . بعضى از پيامبران از سنگ سفت ناقه درآورد و شير در پستان آن جارى نمود .
بعضى از انبياء دريا از برايش شكافته شد و از ميان سنگ چشمهء آب برايش جارى گرديد و عصاى او كه از چوب خشك بود مبدل به اژدها گرديد و سحر و جادوى ساحران را باطل نمود .
بعضى از پيامبران شخص كور و مرض پيسى را شفا ميداد و اموات را به اجازهء خدا زنده مىكرد . و آنان را از آنچه مىخوردند و در خانههاى خود ذخيره ميكردند خبر ميداد .
بعضى از پيغمبران شق القمر ميكردند و حيوانات از قبيل شتر و گرگ و غيره با او سخن ميگفتند .
هنگامى كه انبياء از اين قبيل معجزات آوردند و امتهاى ايشان از اظهار اين گونه معجزات عاجز شدند خدا به جهت آن تقديرات و لطف و حكمتى كه نسبت به بندگان خود داشت پيامبران را با اين معجزاتى كه داشتند گاهى غالب و گاهى مغلوب گاهى مسلط و قاهر و گاهى مقهور قرار ميداد .
اگر خداى عليم انبياء را در همه حال غالب و قاهر ميگردانيد و آنان را مبتلى و مورد آزمايش قرار نميداد مردم ايشان را خدا قرار ميدادند و از خدا اعراض ميكردند و از طرفى هم فضيلت و ارزش صبر بر بلاء و محنت و امتحانات آنان شناخته نميشد .
لذا خداى سبحان حال پيغمبران را از اين لحاظ نظير حال غير آنان قرار
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٤