اين اثر توسّط امام نجم الدّين محمود بن محمّد بن على راوندى ( تولد ، بين سالهاى 577 تا 585 ) به فارسى برگردانيده شده است كه داراى نثرى شيوا و جذّاب است و يكى از ارزشمندترين سيرههاى رسول اكرم اسلام در زبان فارسى به شمار مىرود .
در اين كتاب ، به مناسبتهاى مختلف از حسين بن على ( ع ) با عظمت ياد شده است كه براى نمونه به نقل سه مورد آن بسنده مىكنيم :
روايت كردهاند كه رسول - عليه السلام - نشسته بود . حسن و حسين مىآمدند . چون رسول ( ع ) ايشان را بديد و پيش ايشان باز رفت و هر دو را بر دوش خود نشاند و گفت : نيكا مركب كه از آن شما است و نيكا نشينندگان كه شماايد و پدر شما بهتر از شما است . « 1 »
آوردهاند كه چون حسين بن على را - رضى اللَّه عنهما - بكشتند و عبداللّه بن عباس ( ص ) نوشتهاى به يزيد بن معاويه نوشت و مضمونْ آن بود كه من اميد مىدارم كه خداى تعالى ترا مهلت ندهد ، پس از آن كه فرزند رسول ( ع ) را بكشتى و ترا در دنيا عمر اندك مانده باشد تا ترا بگيرد گرفتنى سخت ، و ترا از دنيا بيرون برد خوار و بزهمند . پس كشتن حسين را ( ص ) سبب زوال ملك ايشان بود . « 2 »
ابن عبّاس روايت كرده است از رسول ( ع ) كه گفت : جبرئيل گفت مرا كه خداى تعالى بكشت به خون يحيى بن زكريّا هفتاد هزار شخص را . و بخواهد كشت به خون پسر دختر تو - حسين بن على - هفتاد هزار را و هفتاد هزار را . جعفر بن محمّد الصّادق روايت مىكند از پدر خويش كه نوحه كردند بر قتل حسين بن على سه سال هر روز ، و در آن روز كه آن واقعه افتاد و جماعتى بزرگان : واثلة بن الاسقع و مروان بن الحكم و المسور بن مخرمه و چند مشايخ از اصحاب رسول ( ع ) مىآمدند ، در خفيه مىآمدند ونوحه مىشنيدند كه بر حسين مىكردند . « 3 »
9 . النّقض
عالم بزرگوار شيعى عبد الجليل قزوينى رازى اثر گرانسنگ « النّقض » را در نقد و ردّ كتاب « بعض فضايح الرّوافض » تأليف كرد و اكنون از كتب مهمّ و معتبر شيعى در زبان فارسى به
هامش
( 1 ) . شرف النّبى ، ترجمهء نجم الدين محمود راوندى ، به تصحيح محمّد روشن ، باب 27 ، ص 247 تا 280 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .