مقدّسه مؤيّد اين مقال است كه فرموده : « السَّلام عَلَيك يا اوّلَ قَتيل مِن نَسلِ خَير سَليل من سُلالةِ ابراهيم الخليل صلى اللَّه عليك و على ابيك . » « 1 »
در ميان ارباب مقاتل در مورد اين كه قاتل امام كيست ؟ اختلاف است و مرحوم فرهاد ميرزا در اينباره مىنويسد :
در ميان ائمّهء حديث و ارباب سيَر در قاتل آن حضرت بسى اختلاف است . و چند كس ذكر كردهاند :
اوّل : سنان بن أَنَس .
دوم : حصين بن نمير ، كه به روايت سبط بن جوزى نخست تيرى بينداخت و سپس فرود آمده سر مطهّر ببريد .
سيّم : مهاجر بن اوس التّميمى .
چهارم : كثير بن عبداللّه الشّعبى .
پنجم : شمر بن ذى الجوشن الكلابى .
ششم : خولى بن يزيد الاصبحى .
چنان كه علىّ بن عيسى در كشف الغمّه آورده : قال عمر بن سعد لاصحابه انزلوا و حزوا رأسه ، فنزل اليه نصر بن خرشة الضبابى ثمّ جعل يضرب بسيفه مذبح الحسين فغضب عمر بن سعد ، فقال لرجلٍ : ويحك ! انزل الى الحسين فارحه ؛ فنزل اليه خولى بن يزيد فاحتزَّ رأسه ، و هم در موضع ديگر اين كتاب گويد :
عن الحافظ عبد العزيز الجنابدى يقال : قتله شمر بن ذى الجوشن الضّبابى ( ظ : الكلابى ) و الّذى احتزّ رأسه : ابن جوان اليمامى . . . « 2 »
مرحوم فرهاد ميرزا در اثبات كفر يزيد و جواز لعن او به مواردى اشاره مىكند از جمله واقعهء حرّه و علّت به وقوع پيوستن اين رخداد ننگين و سهمگين در مدينه :
و سبب واقعهء حرّه آن بود كه چون سال هجرت به شصت و دو برآمد ، اهل مدينه به شام نزد يزيد بن معاويه رفتند . ديدندش كه پيوسته باده همى گسارد ، و چنگ همىنوازد ، و با سگان و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 431 .
( 2 ) . همان ، ص 463 .