بزهكارى هستى . شعبى از شنيدن اين سخن به خشم آمد و از همانجا برگشت . « 1 »
روز عاشورا هنگامى كه وقت نماز فرارسيد ابوثمامه به امام حسين عليه السلام عرض كرد :
جانم فدايت ، مىبينم كه اين گروه به تو نزديك شدهاند . به خدا سوگند تا من پيش روى تو كشته نشوم شما به شهادت نخواهى رسيد . ولى دوست دارم هنگامى كه خداى را ديدار مىكنم اين نمازى را كه وقت آن نزديك گشته بخوانم . امام حسين عليه السلام سر مباركش را به سوى آسمان بلند كرد و فرمود : از نماز ياد كردى خداوند تو را از نمازگزاران و ذاكرين قرار دهد . آرى ، اين آغاز وقت نماز است . از آنها بخواهيد از ما دست بردارند تا نماز بگزاريم . « 2 »
به گفتهء طبرى ، ابوثمامه ، پسرعموى خود را كه دشمنش بود به هلاكت رساند . سپس امام حسين عليه السلام با يارانش نماز ظهر را به طريق نماز خوف اقامه كرد . « 3 »
ابوثمامه پس از مالك بن دودان و خداحافظى با سيّدالشهدا عليه السلام « 4 » به ميدانِ جنگ تاخت و چنين رجز خواند :
عَزاءً لِآلِ الْمُصْطَفى وَبناتِهِ * على حَبْسِ خَيْرِ الناسِ سِبْطِ محمّدٍ
عَزاءً لِزَهراءِ النَّبِىّ وَزُوْجِها * خَزانَةِ عِلْمِ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ أحمدِ
عَزاءً لِاهْلِ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ كُلّهِم * وحُزْناً على حَبْسِ الحسين المسدَّدِ
فَمَنْ مُبْلِغٌ عَنّى النّبى وَبِنْتَه * بأنَّ ابْنَكُمْ فى مَجْهَدٍ أَىِّ مَجْهَدٍ « 5 »
به آل پيامبر و دخترانش تسليت [ مىگويم . ] به خاطر گرفتارى نوهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه بهترين انسانهاست .
به حضرت زهرا عليها السلام و شوهرش كه پس از پيامبر خزانهء علم الهىاند و بر تمام مردمشرق و غرب تسليت [ مىگويم . ] و براى گرفتارى حسين راستگو و درستكار اندوهناكم پس چه كسى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 410 ، دارالمعارف . ابن اعثم حكايت فوق را با نام فلان بن عبداللَّه سبيعى و با اندكى تفاوت نقل كرده است . ( الفتوح ، ج 5 ، ص 154 )
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 439 ، دارالمعارف ؛ الكامل ، ج 4 ، ص 70 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 441 ، دارالمعارف .
( 4 ) . ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 291 .
( 5 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 113 .