پس از مرگ معاويه نخستين اقدام سياسى يزيد گرفتن بيعت ، به ويژه از امام حسين عليه السلام بود . ولى حضرت حاضر به بيعت نشد و بر ضد او آماده قيام گشت . والى مدينه به توصيهء يزيد امام را زير فشار قرار داد ؛ و او زادگاهش ، مدينه ، را به مقصد مكّهء مكرّمه ترك گفت . « 1 »
مردم كوفه با آگاهى از آمدن ايشان به حجاز ، نامههاى فراوانى فرستاده براى رفتن به شهر خود از وى دعوت به عمل آوردند . آنان در نامههاى خود چنين عنوان كردند ؛ « ما امروز امامى نداريم ، شما نزد ما بياييد . باشد كه خداوند به وسيله شما ما را بر حق گرد آورد » . « 2 » امام عليه السلام نيز بر آن شد تا تقاضاى آنان را بپذيرد .
در اين هنگام شمارى از عناصر برجستهء حاضر در مكه در صدد برآمدند تا حسين عليه السلام را از اين كار باز دارند . از آن جمله ابنعباس « 3 » در چندين نوبت گفتوگوى با ايشان عنوان كرد كه اگر كوفيان حاكم خويش را كشته و اداره امور شهر را به دست گرفتهاند و دشمنان خود را بيرون راندهاند ، نزد آنان رو . ولى اگر حاكمشان بر سر كار است و كارگزارانش از مردم خراج و ماليات مىگيرند ، بدان كه تو را به جنگ و پيكار دعوت كردهاند . « 4 » وى همچنين عنوان كرد كه اگر ناگزير بايد مكه را ترك بگويد ، از رفتن به كوفه چشم بپوشد و راه سرزمين يمن را در پيش گيرد . « 5 »
ديگر عبداللَّه بن زبير « 6 » بود كه اصرار داشت امام عليه السلام با توجه به موقعيتى كه در حجاز
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 368 ، دارالفكر .
( 2 ) . همان ، ص 369 .
( 3 ) . عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف ، مكنى به ابوالعباس . مولد او مكّهء مكرّمه در شعب ابوطالببود . . . مادرش لبانه بنت حارث و حارث پسرعم رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است . با اينكه هنگام رحلت آن حضرت كودكى سيزده ساله بود ، احاديث بسيار به دو نسبت كنند . او به سال 27 هجرى با عبداللَّه بن ابىسَرَح به غزاى افريقيّه شد و [ به قولى ] در زمان خلافت اميرالمؤمنين ، على عليه السلام ، از عراق به طائف هجرت كرد و تا زمان مرگ ( 68 ه ) بدانجا بود . خلفاى عباسى از نسل او باشند . . . ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 373 ، دارالفكر .
( 5 ) . همان ، ص 374 .
( 6 ) . ابوبكر عبداللَّه بن زبير بن عوّام قرشى اسدى : گويند عبداللَّه نخستين مولود مهاجرين به مدينةالرسول است و نام و