حاجت مخواه مگر از سه كس : ديندار ، جوانمرد و اصيل ؛ چرا كه ديندار نگاهبان دين خويش است . جوانمرد از جوانمردى شرم دارد و اصيل مىداند كه تو با حاجت خواستن ، آبروى خويش را مىريزى و او به خاطر حفظ آبرويت ، نياز تو را برآورده مىسازد . « 1 »
نقل شده است كه در روز عاشورا بر دوش آن حضرت نشانى ديدند . چون از امام سجاد عليه السلام در اين باره پرسيدند ، گفت : آن جاى كيسههاى فراوانى بود كه به خانه بيوهزنان ، يتيمان ، و بينوايان مىبرد . « 2 »
روزى بر چند بينوا گذشت كه بر عبايى نشسته نان خشك مىخوردند . بر آنان سلام كرد و چون حضرت را دعوت به خوردن كردند ، كنار آنان نشست و فرمود : اگر صدقه نمىبود با شما مىخوردم . سپس آنها را به خانهء خويش برد و غذا داد و جامه پوشاند و فرمود به هر كدام چند درهم نيز بدهند . « 3 »
روزى از غلامى ، كارى در خور كيفر سر زد . حضرت فرمان به تنبيهاش داد . غلام گفت : سرورم « وَالْكاظِمينَ الْغَيْظ » ( و فروخورندگان خشم ) . فرمود : رهايش كنيد . گفت :
سرورم ، « والعافينَ عَنِ النَّاس » ( و آنان كه از مردم درمىگذرند ) . فرمود : از تو درگذشتم .
گفت : سرورم ، « وَاللَّهُ يُحِبُّ المُحْسِنينَ » . فرمود : تو به خاطر خداوند آزادى و آنچه را كه مىخواستم به تو ببخشم دو برابر كردم . « 4 »
فصاحت و بلاغت
حسين بن على عليه السلام سخنورى توانا بود . او در خانه وحى كه فرشتگان آسمان و پيشاپيش آنان پيامآور وحى در آمد و شد بودند پرورده شد . روزى كه ديده به جهان گشود نخستين سخن را از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيد كه در گوش وى اذان گفت .
آموزگار او مادرش ، فاطمه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، بود . استادش ، على بن ابىطالب ، پدر بزرگوارش بود كه گوى سخنورى را از جهانيان ربوده است .
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 177 - 178 .
( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 580 .
( 3 ) . تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 257 ، حديث 15 .
( 4 ) . اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 580 .