كردند . پس از آن مردم با مسلم بيعت كردند . « 1 »
در آغاز دوازده هزار نفر از مردم كوفه با وى بيعت كردند ؛ و به زودى شمار بيعت كنندگان به هيجده هزار نفر رسيد . در پى آن مسلم نامهاى به امام حسين عليه السلام نوشت و حضرت را به كوفه دعوت كرد . « 2 »
چون خبر بيعت مردم با مسلم بن عقيل به نعمان بن بشير ، حاكم وقت كوفه ، رسيد ، به مسجد رفت و مردم را از فتنه انگيزى ، ايجاد تفرقه و خون ريزى و مخالفت با يزيد بر حذر داشت . ولى عبدالله بن مسلم بن سعيد حضرمى ، از هم پيمانان بنى اميه ، برخاست و او را به ضعف و ناتوانى متهم ساخت . سپس نامهاى به يزيد نوشت و او را از وقايع كوفه آگاه كرد . يزيد نيز با مشورت سرجون ، غلام معاويه ، عبيدالله بن زياد را روانهء كوفه ساخت و امارت آن شهر را به دو سپرد . همچنين به وى فرمان داد تا مسلم را همچون مهرهء [ گمشده ] بجوييد و هر گاه او را يافت به قتل برساند و سرش را براى او بفرستد . « 3 »
پس از ورود ابن زياد به شهر و انتشار سخنان تهديدآميز وى ، مسلم شبانه از خانهء سالم بن مسيب به خانهء هانى بن عروه نقل مكان كرد . از اين پس كوفيان براى بيعت با مسلم به منزل هانى مىرفتند . مسلم تصميم گرفت بر ضدّ ابن زياد قيام كند ، ولى هانى گفت : تعجيل روا مدار « 4 » . مسلم بار ديگر به وسيلهء عابس بن ابى شبيب براى امام حسين عليه السلام نامهاى نوشت و گفت : فرستاده به اهل خود دروع نمىگويد ، هجده هزار « 5 » نفر از مردم كوفه با من بيعت كردهاند ، هر گاه نامهام را دريافت كردى به سرعت حركت كن ، همهء مردم با تو هستند و در دل هيچ رغبتى به خاندان معاويه ندارند « 6 » » . اين نامه ، 27 روز پيش از شهادت مسلم بن عقيل در اواخر ذى قعده « 7 » به دست امام حسين عليه السلام رسيد . « 8 »
هامش
( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 56 و 57 .
( 2 ) . البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 154 .
( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 355 - 357 ، دارالمعارف ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 61 .
( 4 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 68 - 69 .
( 5 ) . و به قولى 28 يا 30 هزار نفر با مسلم بيعت كردند ( تاريخ ابن الوردى ، ج 1 ، ص 163 ) .
( 6 ) . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 375 ، دارالمعارف .
( 7 ) . الامام الحسين و اصحابه ص 115 ، .
( 8 ) . البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 170 .