تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
عامر بن نهشل تميمى را .

محمّد بن عبداللّه بن عقيل

محمد فرزند عبداللّه الاكبر بن عقيل و امّ هانى دختر امام على عليه السلام است . « 1 » رجال شناسان پيشين ، نام او را در شمار شهيدان كربلا قرار داده و درباره چگونگى شهادتش سخنى نگفته‌اند . « 2 » ولى برخى از متأخرين مىگويند : وى ، هنگامى كه [ در روز عاشورا ] ناظر شهادت پدر و عموهايش بود پس از على بن عقيل به ميدان آمد و گروهى از دشمن را به هلاكت رساند . سرانجام به دست يكى از سپاهيان يزيد كه نامش معلوم نيست به درجهء شهادت رسيد . « 3 »

محمدبن عبدالله بن عائدى مذحجى

آن طورى كه منابع گوناگون گزارش كرده‌اند ، نام وى مجمع بن عبدالله عائدى مذحجى است ولى صاحب كتاب « عاشورا چه روزى است » او را محمد بن عبدالله بن عائدى خوانده است . طبق گزارش اين كتاب او جزء چهارنفرى بود كه سواره از كوفه خارج گرديد و در جمع ياوران امام حسين عليه السلام در كربلا حضور يافت و سرانجام در مصاف اول به شهادت رسيد . « 4 »

محمد بن مسلم بن عقيل

مادرش ام ولد بود . « 5 » در 27 سالگى در كربلا حضور يافت . « 6 » وى پس از شهادت
هامش
( 1 ) . نسب قريش ، ص 45 ؛ لباب الانساب ، ج 1 ، ص 334 ؛ اعلام الورى ، ص 204 . به گفتهء ملاحبيب الله كاشانى چون احتمال دارد ابوسعيد [ بن عقيل ] كنيهء عبدالله الاكبر باشد پس محمد بن ابى سعيد بن عقيل [ از شهيدان كربلا است ] همان محمّد بن عبدالله بن عقيل خواهد بود . ( تذكرة الشهداء ، ص 154 ) اما ظاهراً اين سخن نادرست است ؛ زيرا عقيل علاوه بر عبدالله ، فرزندى به نام ابى سعيد نيز داشته است . ( ر . ك : المجدى ، ص 307 ، المعارف ، ص 205 ) ( 2 ) . نسب قريش ، همانجا ، لباب الانساب ، همانجا . ( 3 ) . تذكرة الشهداء ، ص 154 . ( 4 ) . عاشورا چه روزى است ، ص 254 . ( 5 ) . انصار الحسين ، ص 136 ؛ الدارالاسلامية ، مقاتل الطالبيين ، ص 62 ؛ مؤسسهء دارالكتاب ، قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 387 ؛ مشاهد العترة الطاهره ، ص 175 ؛ ابصار العين ، ص 50 ؛ مكتبة بصيرتى ، ابن فندق مىگويد : رقيه دختر على 7 براى مسلم بن عقيل سه فرزند به نام‌هاى محمّد ، عبدالله و على آورد . ( لباب الانساب ، ج 1 ، ص 333 ، تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 187 ) ( 6 ) . لباب الانساب ، ج 1 ، ص 402 . در برخى گزارش‌ها آمده سن محمد 12 يا 13 سال بوده است . ( تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 187 ؛ مستدركات علم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 187 )