مىگويد : در كربلا نوجوانى را كشتم كه در پيشانىاش اثر سجده نمايان بود . اكنون صورتم سياه گشته است . او عباس بن على عليه السلام بود . « 1 »
ب ) قاسم بن اصبغ مىگويد : حرملة بن كاهل اسدى ، هنگام ورود اسيران و سرهاى شهيدان كربلا به كوفه سر نوجوانى را كه اثر سجده بر پيشانىاش هويدا و به ماه شب چهارده شبيه بود بر گردن اسب خويش آويخته بود . من نام آن سر را پرسيدم . گفتند : سر عباس بن على عليه السلام است . « 2 »
با توجه به اينكه حضرت ابوالفضل عليه السلام در كربلا كمتر از 34 سال نداشته « 3 » و چنين فردى حتماً داراى محاسن است نمىتوان گفت وى عباس اكبر است . « 4 »
برخى نيز مىگويند : « عباس اصغر در زمان پدر بزرگوارش از دنيا رفت و نسلى از او باقى نماند . چون نام او در زمرهء وارثهاى امام على عليه السلام ديده نمىشود . « 5 »
عباس « 6 » بن جَعْدهء جَدَلى « 7 »
عباس ، فردى دلاور ، پاكدامن و دوستدار اهل بيت عليهم السلام « 8 » بود و در كوفه از مردم براى امام حسين عليه السلام بيعت مىگرفت . هنگامى كه هانى بن عروه به دستور عبيداللَّه دستگير شد ، حضرت مسلم عليه السلام براى حمله به قصر ابنزياد چهار تن را به فرماندهى قبايل مختلف منصوب كرد كه در اين نبرد ، عباس فرماندهء اهل مدينه بود . « 9 » او مىگويد :
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 118 ، دارالمعرفة ؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 306 .
( 2 ) . تذكرة الخواص ، ص 253 .
( 3 ) . المجدى ، ص 15 .
( 4 ) . فرسان الهيجاء ، ج 1 ، ص 228 .
( 5 ) . العباس ، ص 60 .
( 6 ) . عيّاش ، تاريخ الطبرى ، ج 6 ، ص 74 ، دارالمعارف .
( 7 ) . نسبتش به جديله ، تيرهاى از قحطانيه برمىگردد . اين قبيله به نام مادرشان ، جديلة بنت سبيع بن عمرو الحمريه شناخته مىشوند . ( الانساب ، ج 2 ، ص 30 ؛ معجم قبائل العرب ، ج 1 ، ص 173 ) .
( 8 ) . ذخيرة الدارين ، ص 286 ، فرسان الهيجاء ، ج 1 ، ص 186 ؛ مبعوث الحسين عليه السلام ، ص 238 .
( 9 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 369 ، دارالمعارف ، اخبار الطوال ، ص 238 ؛ الكامل ، ج 4 ، ص 30 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 297 ، انوارالهدى ؛ ارشاد ، ج 2 ، ص 52 ؛ ابصارالعين ، ص 81 و 108 ، مركز الدراسات الاسلامية لحرس الثورة ؛ تنقيحالمقال ، ج 2 ، ص 125 ؛ وسيلة الدارين ، 237 ؛ نفس المهموم ، ص 96 ؛ قمقام زخّار ، ج 1 ، ص 301 .