بخورند اگر از تو جدا گردم و در اين بىكسى تنهايت بگذارم و سپس سراغت را از كاروانيان بگيرم ؛ نه نه ، هرگز ! « 1 »
حضرت فرمود : [ پس بيا و ] اين جامهها را به فرزندت بده تا براى آزادى برادرش هزينه كند . آنگاه پنج جامه ، به ارزش هزار دينار به او داد . « 2 »
بشير بن عمر روز عاشورا به ميدان نبرد شتافت و رجزى به اين مضمون خواند :
اى نفس امروز خداى مهربان را ديدار خواهم كرد و تو از هر احسان و نعمتى پاداش خواهى گرفت .
بيتابى مكن ، زيرا همه چيز فانى است و شكيبايى تو در پيشگاه خداوند بيشترين پاداش را دارد . « 3 »
او آن قدر با دشمنان جنگيد تا به شهادت رسيد . « 4 » برخى شهادت او را در حملهء نخستين گفتهاند . « 5 » در زيارت ناحيه مقدسه از وى چنين ياد شده است :
السّلامُ عَلى بِشْرِ بْنِ عُمَر الْحَضْرَمى ، شَكِّرَ اللَّهُ لَكَ قَوْلَكَ لِلْحُسَيْنِ عليه السلام وَقَدْ اذِنَ لَكَ فِى الانْصرافِ : اكَلَتْنِى اذَنْ السِّباعُ حَيَّاً انْ فارَقْتُكَ وَاسْأَلُ عَنْكَ الرّكَبانَ وَاخْذُلُكَ مَعَ قِلَّةِ الَاعْوانِ لا يَكُونُ هذا ابَداً . « 6 »
سلام بر بشر بن عمر حضرمى ؛ خدا به تو پاداش خير دهد به جهت اعلام وفاداريت نسبت به امام حسين عليه السلام ، آنگاه كه به تو اجازهء انصراف داد و در پاسخ گفتى : درندگان زنده زنده مرا بخورند اگر از تو جدا شوم و در اين بىكسى تنهايت گذارم و سپس سراغت را از كاروانيان بگيرم ، نه ، نه ، هرگز چنين نخواهد شد !
هامش
( 1 ) . الاقبال ، ج 3 ، ص 77 .
( 2 ) . الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 154 .
( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 404 ، دارالفكر .
( 4 ) . ذخيرة الدارين ، ص 179 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . الاقبال ، ج 3 ، ص 77 .