امام زمان هستم ، نان حضرت را مىخورم . چرا بايد ساكت شوم ؟ روزى با هم وارد كتابخانه مىشديم ، دست مبارك خود را بر شانه من گذارده ، فرمودند : در وجود تو چيزهايى مىبينم . درس خود را ادامه بده . . . روزى مىرسد كه ديگر افراد چندان به درس و بحث اهميتى نمىدهند !
ايشان همچنين ارادت عجيبى به بانوى دو عالم ، حضرت صديقه طاهره داشتند . مىفرمودند هركس در مشكلات و گرفتاريها 530 مرتبه ذكر شريف
« اللّهُمَ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ ابيها وَ بَعْلِها وَ بَنيها بِعَددِ ما احاطَ بِهِ عِلْمُكْ »
را بگويد ، بى ترديد گرفتارى هايش حل مىشود و حوائجش برآورده مىشود .
خاطره ديگرى كه از ايشان دارم ، به يكى از سفرهاى ايشان به مشهد مقدس باز مىگردد . اين جريان براى همگان بهويژه جوانان بسيار درسآموز است . يادم هست در آن سفر ايشان به همراه علامه طباطبايى در منزل آيت اللّه ميلانى به سر مىبردند . روزى علامه طباطبايى عازم حرم مطهر حضرت رضا ( ع ) بود كه منهم به همراه ايشان رفتم . در بين راه پرسيدم حضرتعالى آخوند همدانى را چگونه يافتيد ؟ فرمودند جا دارد مردم از نقاط مختلف كشور حركت كنند ، به همدان بيايند و آخوند را زيارت كنند و بازگردند .
هنگام بازگشت همين سؤال را درباره علامه طباطبايى از آخوند پرسيدم . فرمودند دعايى وجود دارد كه نقل شده هر كس آن را بخواند ، خداوند گنجى نصيبش مىكند . من اين دعا را مكرر خواندهام و خداوند علامه طباطبايى را نصيبم كرده است .
نكته ديگرى كه درباره آخوند وجود دارد ذكر شريفى است كه همواره در سجده مىخواندند و من بارها و بارها از ايشان شنيده بودم :
اللّهُمَ اخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قُلُوبِنا و زِد فى قُلُوبِنا مَحَبَّةَ اميرِ الْمُؤمِنينْ ( ع ) .
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: حسين سروقامت
ص١٨٥