در جنگ جمل ، « عايشه » فرماندهى لشكر ناكثين « 1 » را برعهده داشت و درون كجاوه بر پشت شترى جاى گرفته بود كه آن را با نمد ، تختههاى محكم و زرههاى آهنين پوشانده بودند . عايشه در قلب لشكر قرار داشت و طوايف گوناگونى وى را در ميان گرفته بودند . مقرّ عايشه ، با اين خصوصيات و قرائن از دور پيدا بود . حضرت امير عليه السلام هنگامى كه مشاهده كرد همهء قتلها و خونريزىها در اطراف شتر انجام مىگيرد و تا شتر زنده است ، جنگ نيز ادامه خواهد داشت به سربازانش چنين دستور داد :
« وَيْلَكُمْ اعْقِرُوا الْجَمَلَ فَانَّهُ شَيْطانٌ » « 2 »
واى بر شما ! شتر را پى كنيد كه آن شيطان است .
همچنين فرمود :
مردم ! شتر را تير باران كنيد . آن شتر لعنت شده را به زانو درآوريد . « 3 »
فرماندهان در آن زمان اغلب ، سايهبان و مقرّ مخصوصى داشتند كه بهوسيلهء قرائن موجود قابل شناسايى بود .
همانطور كه دو مقرّ معاويه و عايشه قابل ملاحظه بود . ولى پيامبر صلى الله عليه و آله معمولًا در جنگها بهگونهاى بود كه براى دشمن قابل شناسايى نبود ؛ مثلًا در نبرد احد به قدرى ناشناخته بود كه دشمن با به شهادت رساندن مصعب بن عمير گمان كرد حضرت را شهيد كرده است . « 4 » حضرت
هامش
( 1 ) - بيعت شكنان و جنگافروزان جنگ جمل را گويند ، چون بيعت خود را با حضرتامير عليه السلام نقض كردند .
( 2 ) - نقش عايشه در تاريخ اسلام ، علّامه سيد مرتضى عسكرى ، ج 2 ، ص 204 .
( 3 ) - نقش عايشه در تاريخ اسلام ، علّامه سيد مرتضى عسكرى ، ج 2 ، ص 205 .
( 4 ) - الصحيح من سيرة النبى ، ج 4 ، ص 225 .