تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
إنّ الإمام أخو النّبيّ محمّد * علم الهدى و منارة الإيمان فقد الجيوش و سر أمام لوائه * قدما بأبيض صارم و سنان
اى پسر عماره به روز نبرد و برخورد با هماوردان ، چون پدرت دامن همّت را به كمر بزن على ( ع ) و حسين ( ع ) و جماعتشان را يارى و هند و پسرش [ معاويه ] را خوار دار . اين امام ( ع ) برادر پيامبر محمّد ( ص ) است . او پرچم هدايت و محل نوربخشى ايمان است . سپاهيان را بشكاف و در تحت پرچمش درآ و با شمشير آهيخته‌ى برّان و نيزه‌ى [ صف پراكن ] به پيش بتاز ! نيز از اوست در رثاى امير مؤمنان - عليه السّلام -
صلّى الإله على جسم تضمّنه * قبر فأصبح فيه العدل مدفونا قد حالف الحقّ لا يبغي به بدلا * فصار بالحقّ و الإيمان مقرونا
درود خدا بر آن پيكره پاكى باد كه گور او را فراگرفته و با اين كار [ در حقيقت ] دادگرى نيز به خاك سپرده شده است . او [ امام ( ع ) ] با حقّ هم‌پيمان شد و چيزى را به‌جاى او نگزيد . از اينرو آن امام ( ع ) با حقّ و ايمان همدوش است . [ بلاغات النّساء ص 47 و العقد الفريد ، ج 2 ، ص 120 و ديوان أشعار التشيّع ، ص 212 - 213 ]

5 - أمّ سنان بنت خيثمه

از زنان نامور شيعه و از شجاعان عصر امير المؤمنين على - عليه السّلام - است . در صفّين شركت كرد و در همه‌ى حوادث و وقايع خلافت امام ( ع ) از حضرت على ( ع ) حمايت كرد . در شمار زنانى بود كه معاويه او را محاكمه كرد . از اشعار او است :
يا آل مذحج لا مقام فشمّروا * إنّ العدوّ لآل أحمد يقصد هذا علي كالهلال تحفّه * وسط السّماء من الكواكب أسعد