قوىتر از مرا بيافريند و برايم سبب زيان شود . پس صلاح آن است كه ترا بكشم .
پس عبّاسيان چون از قبل من به قدرت رسيدند ، مصلحتشان در آن است كه مرا بكشند .
البته ، اين گفتهى ابو مسلم اغراق است ، حقّ همان است كه منصور ، هنگام قتل او بر زبان رانده بود ، كار تو چندان مهم نبوده است ، موقعيت ، ترا بزرگ و قهرمان كرد !
ناصر خسرو گويد :
گر بخواهد ايزد از عبّاسيان * كشتگان آل احمد را ديات
و اى بو مسلم كه مر سفّاح را * او برون آورد زان ويران قنات
درواقع بايد گفت كه سرنوشت ابو مسلم ، همانند سرنوشت ابو سلمهى خلّال بود كه امام صادق ( ع ) به هنگام رد كردن دعوت او و سوزاندن نامهاش ، با تمثّل به بيتى ، بيان فرموده بودند :
ايا موقدا نارا لغيرك ضوؤها * و يا حاطبا في غير حبلك تحطب .
اى برافروزندهى آتشى كه نورش براى ديگرى است و اى هيزمشكنى كه با ريسمان ديگرى ، هيزم گرد مىآورى !
ابو مسلم ، مردى خونريز بود ، تعداد مقتولان به دست او را بعضى صدهزار و حتى ششصد هزار گفتهاند .
( ر . ك : تتمّة المنتهى . دايرة المعارف فارسى ) .
73 - عبد اللّه بن معاوية بن جعفر
چون مردم با يزيد بن وليد ، معروف به يزيد ناقص به خلافت بيعت كردند ، عبد اللّه بن معاويه بر ضدّ او در كوفه قيام كرد . چون در كوفه او با استقبال روبرو نشد ، به سوى فارس و نواحى مشرق رهسپار شد . عبد اللّه بن عمر ، چون از خروج عبد اللّه بن معاويه مطّلع شد ، با لشكرى به جنگ او آمد و در بيرون شهر كوفه از سمت حيره ، جنگ سختى با او كرد .
معاويه ، در جنگ شكست خورد و فرار كرد و به سوى اصفهان رفت و بر اصفهان و رى و قم و شيراز مسلّط شد . مروان حمار ، عامر بن ضباره را با لشكر انبوهى به جنگ او فرستاد . عبد اللّه فرار كرد و به طمع يارى گرفتن از ابو مسلم ، به سوى او به خراسان رفت .