عذراء ، دو فرسنگى دمشق به امر معاويه به شهادت رسيد . شهادت حجر بر مسلمانان گران آمد و معاويه را بر اين كار زشت ، سخت نكوهش كردند . گويند ، معاويه بر عايشه وارد آمد ، عايشه به او گفت :
چه چيزى ترا به كشتن اهل عذراء - حجر و يارانش - واداشت ؟
معاويه گفت : اى امّ المؤمنين ! چنان ديدم كه در قتل ايشان صلاح امّت و در بقاى ايشان فساد امّت است ، از اينرو آنها را كشتم !
عايشه گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود :
بعد از من در عذراء كسانى كشته خواهند شد كه خداوند و اهل آسمان براى آنها به غضب مىآيند .
گفتهاند كه ربيع بن زياد حارثى از جانب معاويه ، عامل خراسان بود . چون خبر شهادت حجر را بشنيد ، خداى را خواند و گفت :
اى خدا ! اگر ربيع را در نزد تو قرب و منزلتى است جان او از در دم بگير !
گفتهاند : هنوز اين سخن در دهان داشت كه وفات نمود .
( ر . ك : منتهى الآمال . و كتب رجالى ) .
41 - عمرو بن حمق خزاعى
او عبد صالح الهى و از حواريّون باب علم رسالت پناهى است . در خدمت امير المؤمنين ( ع ) به مقام عالى رسيد . در همهى جنگهاى آن حضرت ، جمل ، صفّين و نهروان ، همراه امام بود .
در كوفه سكنى داشت ، و پس از شهادت حضرت امير المؤمنين ( ع ) به همراه حجر در قيام او براى جلوگيرى از سبّ امام شركت كرد . چون زياد بن ابيه فرمان دستگيرى حجر را صادر كرد .
عمرو ، همراه رفاعة بن شدّاد به موصل گريخت و در غارى پنهان شد . عامل اموى آنجا ، شخصى به نام عبد اللّه بن ابى بلتعه آنها را تعقيب كرد . عمرو پير بود و مريض شده بود ، نتوانست بگريزد ( گويند مارى او را گزيده بود ) و دستگير شد . ابتدا او را نشناختند .