در اشعار او ، حاصل اين عمر پر از مبارزه و تلاش به خوبى نمايان است . در قصيدهاى پس از حمله به بنى اميه ، به ناگاه ، از باب التفات ، بنى هاشم را مورد خطاب قرار داده چنين گويد :
1 - يا رهط أحمد إنّ من أعطاكم * ملك الورى و عطاؤه أقسام
2 - ردّ الوراثة و الخلافة فيكم * و بنو اميّة صاغرون رغام 5
1 - اى خاندان احمد ( ص ) ! آن كسكه فرمانروايى مردم و نعمتهاى بسيار به شما داده است .
2 - شما را وارثان امامت و خلافت قرار داده كه بنى اميّه از آن بر كنار ، خوار و ذليلاند . و در بقيهى شعر ، گويد :
« به خاطر شما آزارها و سرزنشها مىكشم و از اقوام جفاها و ملامتها به من مىرسد . » 6
در زمان هارون خبرچينان و جاسوسان به او رساندند كه سيّد از دوستداران بنى هاشم است و اين اشعار را بر ادّعاى خود برخواندند :
عليّ و أبو ذرّ * و مقداد و سلمان
و عبّاس و عمّار * و عبد اللّه إخوان
در اشعارى گويد :
عشقهاى بيهوده از دل برون و خوابآلودگى از چشمان دور كن كه سودى ندارد . جز پيامبر ( ص ) و خاندانش هيچكس را مستاى و در معرّفى اين خانواده ، نيك داد سخن ده .
باز هموست كه در روزگار اختناق ، حاميان راستين اسلام و خاندان پيامبر ( ص ) را به مردم معرّفى مىكند ، تا مباد كه فرهنگ اموى و عبّاسى ، فرهنگ عدالتپرور شيعه را آلوده كند :
أليس عجيبا أنّ آل محمّد * قتيل و باق هائم و أسير
- آيا شگفت نيست كه بيشتر خاندان پيامبر ( ص ) كشته شدند و آنان نيز باقى ماندهاند همه سرگرداناند و اسير ؟
اين مضمون ، ابيات « كثيّر عزّه » را براى ما تداعى مىكند كه گويد : « پرندگان و وحوش