فصل سوم : هنر و معمارى در تمدن اسلامى
مقدمه
جاى جاى دنياى اسلام شاهد حضور آثار هنر و معمارى است ، آثارى كه هر چند در اجزايشان از فضاى بومىشان تأثير پذيرفتهاند ، اما روح حاكم بر آنها اسلامى است . زيرا اشتراك مذهبى مجال را بر اختلافهاى نژادى و سنن باستانى ملتها تنگ كرده و از اين رهگذر نه تنها علايق معنوى بلكه حتى آداب و رسوم كشورهاى گوناگون را در جهتى روشن و مشخص هدايت كرده است .
نكتهء شايان توجه اينكه در هنر اسلامى هر چند كه عبادتگاهها به علت نيازهاى كاربردى شكل معمارى ويژهاى پيدا كرده ولى اصول تزيين آنها با ابنيه غير دينى تفاوتى نمىكند .
نكتهء ديگر اينكه چون از نظر اسلام مجسمهسازى ممنوع است ، فعاليت استادكاران اسلامى به معمارى ، صنايع مستظرفه و خط محدود گشته است و الحق كه در اين حوزهها گوى سبقت ربودهاند .
موضوع هنر و معمارى اسلامى مبحث پردامنهاى است و پيداست كه بايد جنبههاى تخصصى آن را در تأليفهاى فنى و مستقل جستوجو كرد . آنچه در فصل حاضر مورد بررسى قرار گرفته ، جنبهء كلى و عمومى دارد و به ويژه سعى گرديده تا جلوههاى هنر و معمارى اسلامى با ارائهء تصوير نشان داده شود ؛ و اين مهم از طريق عناوين ذيل به انجام رسيده است :
1 . ماهيت هنر اسلامى
2 . بناهاى اسلامى
1 - 2 . مسجد
2 - 2 . مدرسه