دانشمندان و سربازان ايتاليايى و يا از كشورهاى مسيحى ، بلكه افراد مسلمان را نيز در كنار خود نگه دارد . پس از وى نيز با وجود مخالفتهاى پاپها اين شرايط ادامه يافت .
به اين ترتيب سيسيل به صورت كانونى درآمد كه زبانهاى زندهء علمى يعنى لاتين ، نئولاتين - برگرفته شده از لاتين - ، يونانى و عربى در آن رواج تام يافت . نخستين اقدام براى ترجمهء علوم از زبانى به زبان ديگر در اين جزيره انجام شد و در همين جا بود كه آثار عربى به لاتين ترجمه گرديد . « 1 »
3 . اسپانيا و نقش آن در انتقال علوم اسلامى
به عنوان مقدمه لازم است به يك نكتهء مهم اشاره گردد ، و آن اينكه حضور مسلمانان در اندلس و ظهور دانشمندان بزرگ اسلامى در اين سرزمين موجب گرديد تا يك بار ديگر « عصر زرّين » تمدن اسلامى در آنجا تكرار گردد و انتقال علوم اسلامى به غرب راه خود را هموار سازد . اندلس در عصر زرين خود دانشمندان فراوانى را به جهان علوم تقديم كرد . دانشمندانى كه آثارشان چهرهء علمى آن سرزمين را دگرگون و آوازهء تمدن اسلامى را در غرب طنينانداز ساخت .
در اينجا ، براى نمونه ، از چند دانشمند بزرگ كه نسبت به ديگران مرتبهء بلندترى داشتهاند نام مىبريم :
- ابوبكر محمد بن يحيى بن صائغ مشهور به ابن باجه ( متوفاى 532 ق ) : انديشههاى فلسفى وى ، از مسلمانان بر ابن رشد و از مسيحيان بر آلبرت كبير تأثير گذارده است . او در نجوم ، هندسه ، موسيقى و . . . نيز متبحر بوده است .
- ابن طفيل ( متوفاى 581 ق ) : هرچند كه از وى آثارى در طب باقى مانده ، او بيشتر شهرتش را از رسالهء حىّ بن يقظان - زندهء بيدار - دارد كه رسالهاى است رمانوار در فلسفه . اين كتاب حاوى مطالبى چون نظرى بر تاريخ فلسفهء اسلامى ، شرحى در طبقهبندى علوم و بحثى دربارهء خلق الساعة مىباشد .
- ابن رشد يا به قول غربيها اوِروس ( 520 - 595 / 1126 - 1198 ) : وى در نزد اقوام لاتين عنوان مفسر بدون رقيب ارسطو و يا به قول دانته « آنكه شرح بزرگ را نوشته است » را داراست .
از آثار وى سه تفسير بر آثار ارسطو ، دايرة المعارفى پزشكى به نام كتاب الكليات فى الطب ، كتاب فى حركة الفلك و شرح مجملى بر المجسطى را مىتوان نام برد .
هامش
( 1 ) . علوم اسلامى و نقش آن در تحولات علمى جهان ، ص 491 - 492