هر چند كه اثر بيرونى تنها اثر موجود از اين دست نيست ، « زيرا ما اكنون ترجمهء نوشتههاى هندى به زبان عربى و فارسى را در دست داريم كه متعلق به پنج يا شش سدهء نخستين اسلام است » .
2 . علوم ايرانى
ايرانيان با برخوردارى از پيشينهاى كهن در علم و فرهنگ ، دانشهاى فراوانى را به جهان اسلام انتقال دادهاند . چنان كه در مباحث پيشين ذكر گرديد جُندى ( گُندى ) شاپور از كانونهاى علمى بسيار فعال بود و نقش يك مركز دانشگاهى را ايفا مىكرد . اين مركز با رشد سريع خود جاى انطاكيه و ادِسا را گرفت . مردان دانش از سراسر جهان به آنجا سرازير مىگشتند و به پژوهش مىپرداختند ، به طورى كه همزمان با انقراض امپراتورى ساسانى ، اين شهر به صورت يكى از مهمترين مراكز دانش آسيايى به ويژه دانش پزشكى درآمده بود .
جندىشاپور نقش مركز علمى بينالمللى را بازى مىكرد كه دانشمندان ايرانى ، هندى و يونانى در آن سرگرم فعاليت بودند . اما نقش ايرانيان به اين اندازه محدود نبود و آنان علاوه بر پرورش و تكميل علوم يونانى و هندى ، خود نيز در علم نجوم و داروشناسى صاحب اكتشافاتى بودهاند . « 1 »
ايرانيان در همهء جنبههاى تمدن اسلامى نقش سازنده داشته و در ميدان علم ، اين سه نقش برجسته را ايفا كردهاند :
1 . انتقال سنتهاى علمى خود به جهان اسلام ، مانند ترجمهء زيج شهريارى به عربى .
2 . انتقال علوم يونانى به جهان اسلام .
3 . انتقال علوم هندى به ويژه پزشكى ، نجوم و تاريخ طبيعى به جهان اسلام ؛ كه نمونهء برجستهاش ترجمهء كتاب كليله و دمنه توسط ابن مُقَفّع به زبان عربى است . « 2 »
از عواملى كه به حضور فعال ايرانيان در عرصهء علوم اسلامى كمك كرد ، حضور رجال سياسى و خاندانهاى با فرهنگ ايرانى در دستگاه خلافت بود ؛ كه از آن جمله مىتوان
هامش
( 1 ) . علم در اسلام ، به اهتمام احمد آرام ، ص 24
( 2 ) . همان ، ص 24 - 25