2 - 2 . فقدان يكپارچگى اجتماعى
از مشكلات جوامع اسلامى كه موجب اصطكاك و درگيريهاى فراوان ميان آنها گشته و در موارد بسيارى آنان را رو در روى يكديگر قرار داده اين است كه در قشربندى اجتماعى ، انديشههاى ملى ، سكولار و دينى با مشتقات گستردهء آن در صحنهء اجتماع حضور دارند . آنان يكپارچه و يكدست نيستند و در نتيجه رسيدنشان به وحدت نظر بس دشوار مىنمايد . « 1 »
3 - 2 . فقدان وحدت رويه استراتژيك
اينكه مدار توسعهيافتگى را به مدار تمدنسازى گسترش دهيم ، آرمان بس سازندهاى است . اما اين را هم بايد بدانيم كه ميان انديشمندان و دولتمردان مسلمان در شكل و محتواى حركت از وضعيت كنونى به وضعيت مطلوب شوكت و اقتدار ، اجماع نظرى وجود ندارد . به عبارت ديگر مسلمانان براى رسيدن به تمدن اسلامى از استراتژى يگانهاى پيروى نمىكنند . « 2 »
4 - 2 . ازدياد جمعيت و مشكلات آن
در فصل پيش دربارهء جايگاه جمعيت در ايجاد تمدن اندكى سخن گفته شد . مىدانيم كه چنانچه رشد جمعيت با سطح توسعه هماهنگ نباشد ، موجب بروز مشكلات خواهد شد ؛ و متأسفانه كشورهاى اسلامى ، امروزه با مشكلات ناشى از ازدياد بدون رويهء جمعيت دست به گريباناند .
نرخ رشد جمعيت در ميان مسلمانان نسبت به مناطق ديگر بالاتر بوده و نزديك به نصف جمعيت اين مجموعه زير پانزده سال هستند . افزايش فوقالعادهء تقاضا براى امكانات آموزشى و خدمات عمومى از مشكلات جدى اين كشورها در سالهاى آينده خواهد بود . نزديك به 60 % بيكاران در اين منطقه افرادى هستند كه براى نخستين بار به دنبال اشتغال مىباشند . به طور متوسط نرخ بيكارى در ميان مسلمانان ده درصد بوده و تا 22 % نيز در مورد الجزاير مشاهده مىشود . در شرايطى كه نرخ رشد جمعيت 7 / 2 % مىباشد ، نرخ رشد نيروى كار 2 / 3 % تخمين زده مىشود . تا سال 2010 نزديك به 47 ميليون نفر وارد بازار كار خواهند شد . مجموعهء اين بررسى آمارى معرف اين واقعيت است كه دنياى اسلام با چالشهاى جدى مديريت اقتصادى ، اجتماعى و
هامش
( 1 ) . همان
( 2 ) . همان