ايران بود كه اسكندر و همراهان و جانشينانش با تمدنهاى چين و هند پيوند يافتند و از آن طريق از معارف خاور دور در حكمت طبيعى بهرهمند گشتند . « 1 »
1 - 1 - 1 . اوجگيرى فعاليتهاى علمى
در روزگار ساسانيان - كه در آستانهء ظهور اسلام بر ايران حكومت داشتند - سرزمين ما زير تأثير عواملى چند به اوج علمى خود رسيد .
1 . انتقال اسيران رومى به ايران : در اين روزگار ايرانيان با روميان پيوسته در جنگ بودند . در خلال اين نبردها در ميان دهها هزار تن اسيرى كه پس از پيروزى شاپور يكم بر والرين به ايران آورده شدند ، شمارى مهندس و كارگر بودند كه در ايجاد ساختمانها ، سدها و پلها و از آن طريق انتقال برخى عناصر فرهنگى نقش مؤثرى داشتند . « 2 »
2 . باز شدن فضاى فرهنگى : در عصر ساسانى جامعهء ايرانى به صورت سيستمى باز درآمد و افزون بر تماسهاى نظامى و معاملات تجارى كه با ديگر ملل در جريان بود ، فعاليت مسيحيان ، به ويژه نسطوريان در ايران افزايش يافت . در رُها ، نصيبين و جنديشاپور مدارس و مراكز علمى ايجاد گشت و ترجمهء كتابهاى هندى و يونانى به پهلوى و بعدها به سريانى - عربى آغاز شد . « 3 »
3 . سفر برزويه طبيب به هندوستان : وى از سوى انوشيروان به هندوستان گسيل شد و نسخهاى از كتاب كليله و دمنه را به ايران آورد و خود نيز بابى را در آغازش به آن افزود . « 4 »
4 . انجام تأليفهاى نجومى و جغرافيايى : كتابهاى « زيج شهريارى » و « جغرافياى شهرهاى ايران » از تأليفهاى اين دوره است . از بزرگمهر نيز شرحهايى بر يك كتاب نجومى از واليس « 5 » رومى به جاى مانده و از نوشتارى به نام اندرزگر تأليف ذاذان فرخ نيز در تذكرههاى تاريخى نام برده شده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان
( 2 ) . همان ، ص 75
( 3 ) . همان
( 4 ) . همان
( 5 ) . نام حكيمى است كه انيس و جليس اسكندر بود . . . مُصَحَّف والنس ، منجم يونانى از مردم انطاكيه كه در قرن دومميلادى مىزيسته است . ( لغتنامهء دهخدا )
( 6 ) . همان ، ص 76