عرصههاى حضور فعال اهلذمه در امور ديوانى و بخشهاى مختلف علمى به ويژه طبابت يا ترجمه آثار علمى و در مواردى نيز تصدى نهاد وزارت بود . « 1 » به مدد حضور اهلذمه در دارالعلم بغداد ، كتابهاى بسيارى از زبانهاى يونانى ، قبطى ، سريانى ، هندى و ايرانى به عربى ترجمه شد و بازار مناظرات علمى و كلام رونق يافت . « 2 » در قلمرو بدون مرز و حدود سياسى از درياى هند گرفته تا دامنههاى سلسله جبال پيرنه در جنوب اروپا و سواحل اقيانوس اطلس ، اهلكتاب بدون تعارض و تعصب تحت تعاليم اسلام مىزيستند و پيامهاى اسلام نيز به همراه اصول ثابت و فروع منعطف آن سبب رونق مناسبات اجتماعى مىشد . شايد بتوان با اين رويكرد ، نظر كنت دوگوبينو را پذيرفت :
اگر اعتقاد مذهبى را از ضروريات سياسى جدا كنند ، هيچ ديانتى تسامحجوتر و شايد بىتعصبتر از اسلام وجود ندارد . « 3 » .
در واقع همين تسامح و بىتعصبى بود كه در قلمرو اسلام ميان اقوام و ملل مختلف تعاون و معاضدتى را - كه لازمه رشد تمدن واقعى است - به وجود آورد و همزيستى مسالمتآميز عناصر نامتجانس را ممكن ساخت . « 4 »
تأثير فرهنگ و تمدنهاى پيشين در پيدايى تمدن اسلامى
بالندگى تمدن اسلامى مرهون بذل مساعى و حضور جدّى اقوام و ملل مختلفى است كه هريك بهقدر پيشينه و توانايىهاى تمدنى خويش نقش بسزايى در گسترش و توسعه آن داشتند . به مدد فتوحاتِ جهادگران مسلمان ، كانونهاى متفرق تمدنى يمن ، بينالنهرين ، ايران ، شام ، مصر ، اندلس و ساير تمدنها بههم نزديك شدند . در پى اين ارتباط نزديك و رويارويى سرنوشتساز ، تمدن اسلامى به مفهوم كامل خود شكل گرفت .
در كمترين زمان ممكن ، تمدن اسلامى وارث تمدنها و فرهنگهاى قديم شرق و غرب شد .
در اين ميراثبَرى نه مقلدِ صرفِ فرهنگهاى پيشين شد و نه ادامهدهنده محض آنها ، بلكه با
هامش
( 1 ) . فهرستى از اين وزرا به همراه عملكرد آنها در اين اثر آمده است : ابن طقطقى ، تاريخ فخرى در آدابملكدارى و دولتهاى اسلامى ، ترجمه محمد وحيد گلپايگانى .
( 2 ) . ابننديم در الفهرست به تفصيل عناوين اين آثار را بازگفته است .
( 3 ) .1 . Gobineau , Religions et phlisophies , p , 24 .( 4 ) . عبدالحسين زرّينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 23 - 21 .