مكرر وحى تأكيد نمود كه انسان « خليفة فى الارض » « 1 » است و مكلّف شده تا به شايستگى و بايستگى مأموريت بندگى و مراتب سرسپردگى را به جاى آورد و با وقوف به وحدانيت خدا ، كارگزار حكومت الله بر كرهء خاكى باشد .
تنها تفاوت بارزى كه در اسلام - به عنوان كاملترين دين الهى - وجود دارد ، موضوع خاتميت دين و نبى آن است ؛ چنان كه اسلام را خاتم اديان ، و پيامبر عظيمالشأن آن را خاتمالانبيا نام نهادهاند . پانزده قرن حيات پر فراز و فرود اين دين ، دليلى است بر وعدههاى خاتميت آن ؛ زيرا پيامبران دروغينِ بسيارى پا به عرصه رقابت نهادند ، اما هيچ يك دينى چون اسلام ، جهانى و سرمدى و مزين به وحى الهى نياوردند ، از اين رو خيلى زود مهر بطلان خوردند .
بدين ترتيب دين اسلام بهترين شكل بيان حيات موحدانه را مطرح كرده ، با تأكيد بر جايگاه وحدت براى رسيدن به « امت واحده » بشر را وامىدارد تا ضمن اظهار وحدانيت خدا ، به رشته الفت الهى چنگ زنند « 2 » و با گفتن « لا إله الّا اللَّه » رستگار شوند ، چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « قُولوا لا إلهَ الَّا اللَّه تُفْلحوا . » « 3 »
قرآن كريم محور اساسى و واقعيت مركزى دين اسلام است . كالبد اصلى قرآن - اعم از الفاظ ، اصوات و حروف مقطعه - مجموعهاى از كلمات و حروف پر معناست كه راهنماى سعادت بشر و برنامهء حيات رو به كمال جامعه تمدنى است .
اهتمام پيامبراسلام صلى الله عليه و آله در همان روزهاى نخستين نزول وحى به حفظ و حراست از آيات الهى از يكسو ، و عرصهء آن با كاملترين زبان زندهء آن عصر ( عربى ) « 4 » از سوى ديگر ، موجب شد از تيررس تحريف و نقص دور بماند . در حقيقت مشيت الهى بر اين بود كه قرآن به زبان عربى فصيح نازل گردد تا شايد مردم در آن بينديشند « 5 » و بىشك همواره تفكر و تعقل مستلزم عميق شدن در
هامش
( 1 ) . ص ( 38 ) : 26 .
( 2 ) . وَاعْتَصِموا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً و لاتَفَرَّقُوا . ( آلعمران ( 3 ) : 103 ) .
( 3 ) . ابن عبدالبرّ ، الاستيعاب ، ج 4 ، ص 1487 ؛ ابنحجر عسقلانى ، الإصابة ، ج 1 ، ص 696 و ج 2 ، ص 390 .
( 4 ) . يوسف ( 12 ) : 2 ؛ الرعد ( 13 ) : 37 ؛ طه ( 20 ) : 13 ؛ الزمر ( 39 ) : 28 ؛ فصلت ( 41 ) : 3 ؛ الشورى ( 42 ) : 7 .
( 5 ) . إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . ( يوسف ( 12 ) : 2 . )