5 . فرهنگ داراى حركتى آهسته و تدريجى است و تغييرات آن بسيار كند است .
6 . فرهنگ فرامليتى است و هرگز محدوديت مرزى ندارد .
7 . عنصر زمان در تغييرات فرهنگى بسيار مؤثر است .
8 . همه سرمايههاى معنوى و آثار هنرى ، فكرى و ادبى جامعه را در بر مىگيرد .
9 . فرهنگ قابليت تبليغ و ترويج دارد .
10 . فرهنگ ويژه همان جامعه و متعلق به آن است .
11 . فرهنگ به رفتار عامه و خاصه مردم شكل و نظم مىبخشد .
12 . فرهنگ قابليت تغيير و دگرگونى دارد .
13 . فرهنگ محور اساسى پيوند ميان اعضاى جامعه است .
14 . فرهنگ تقويتكننده همكارى و ايجاد روابط ميان افراد جامعه است .
15 . فرهنگ شاخص بهترين شيوه براى سنجيدن انديشه ، سليقه و استعدادهاى هر قوم است .
16 . فرهنگ راهنماى همه توانمندىهاى انسانى و عامل مبين رفتار او در فراز و فرودهاى زندگى اجتماعى است .
17 . فرهنگ نشاندهنده بهرهگيرى انسان از ميراث اسلاف خود است .
18 . فرهنگ ابزار تجلى معنويات يك جامعه در طول تاريخ است .
19 . فرهنگ تركيب همه عناصرى است كه انسان اجتماعى براى زندگى گروهى همواره فراهم آورده است .
20 . فرهنگ راهرو و راهبر است .
21 . فرهنگ محصول تلاش فكرى و عملى انسان و نتيجه خلاقيت و ابداعات اوست .
22 . فرهنگ حاصل كمال بشرى است و منشأ آن عشق ، زيبايى ، راستى و نيكويى است .
23 . فرهنگ نشانه كار و زاييده انتخاب بشر است . « 1 »
فرهنگپذيرى
امروزه كاربرد اصطلاح فرهنگپذيرى در آثار شفاهى و نگاشتهها بسيار متداول شده است . در آغاز
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : على سامى ، نقش ايران در فرهنگ اسلامى ، ص 15 ؛ نعمتالله اكبرى ، « نقش انديشه دينى در فرآيند توسعه » ، نشريه علمى دانشگاه شاهد ، ص 35 ؛ محمد رحيم عيوضى ، رشد مبانى فكرى و تحول فرهنگ سياسى در انقلاب اسلامى ، ص 7 - 5 .