زَيِّنُوا القرآنَ بأصواتكُم . « 1 »
قرآن را با صداهايتان بياراييد .
از اين رو مىتوان پيوندى مستحكم ميان آموزههاى الهى و ابداعات انسانى ايجاد نمود .
« سبحان مَن لَبِسَ البَهجة و الجمال . » « 2 » بنا بر همين ارتباط ، اسلام كه براساس فطرت آدمى بنيان نهاده شده ، هرگز هنر متعالى را نفى نمىكند . آنچه اسلام به حرمت آن اعتراف دارد ، هنرى نازل ، دنى ، مبهم و نامفهوم و يا شبههنر ، بىهدف و مبتذل است :
ان الله جَميلٌ ويحبُّ الجمال . « 3 »
همانا خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد .
بىترديد محصول هنر تصنعى و مبهم ، هرگز قابليت سرايت و مانايى ندارد . اما هنرى كه منبعث از جهانبينى دينى است ، ضمن آنكه مصنوعى و تقلبى نيست ، « 4 » مىتواند سارى و ماندگار گردد . انتقال هنرى كه از مبدأى مذهبى تراويده ، صرفنظر از اخلاقى بودن آن ، بسيار آسان و يا دستكم عامپسند است . هنر حقيقى نيازمند هيچ پيرايشى نيست و نتيجهء آن ابداع و اختراعى آگاهانه است ؛ بر خلاف هنر تقلبى كه پر زرق و برق است و زمينه فساد ، زيادهخواهى ، سيرىناپذيرىِ لذات و تضعيف قواى معنوى بشر را به همراه دارد . اين هنرِ فاسدِ اغواگر به دليل آنكه ريشهاى پست و نازل دارد ، هرگز تشنگى صاحبان و دوستداران هنر را رفع نمىكند ، بلكه بر آن نيز مىافزايد . « 5 » به تعبير قرآن كريم :
فَمَا ذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ . « 6 »
هامش
( 1 ) . ابن كثير دمشقى ، البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 327 ؛ فسوى ، المعرفة و التاريخ ، ج 2 ، ص 103 و ج 3 ، ص 177 و 178 .
( 2 ) . از دعاهاى حضرت زهرا عليها السلام است .
( 3 ) . ابن اثير ، اسد الغابة فى معرفة الصحابة ، ج 4 ، ص 144 ؛ ابن حجر عسقلانى ، الإصابة فى تمييز الصحابة ، ج 5 ، ص 387 و 478 .
( 4 ) . لئون تولستوى ، هنر چيست ، ترجمه كاوه دهقان ، ص 132 و 133 .
( 5 ) . همان ، ص 203 .
( 6 ) . يونس ( 10 ) : 32 .