شاخص لباس اشراف و دولتمندان عباسى ، شلوارهاى گشاد ايرانىالأصل ، پيراهن ، جليقه ، كت بلند يا رداى بيرونى ( جبّه ) بود ، اما تا اين زمان دانشمندان و اهل علم لباس ويژهاى به تن نمىكردند ، تا اينكه در زمان خلافت هارونالرشيد براى اولين بار توسط قاضى ابويوسف - قاضىالقضاة برجسته اين عصر - لباس دانشمندان تغيير كرد و پس از آن نهتنها لباس اهل علم ، بلكه لباس قضات و علما نيز تغيير يافت . « 1 » پوشيدن عمامه سياه و طَيلَسان ويژه ، اين گروه را از ديگران جدا مىكرد .
هرچند گاه عرف منطقه و يا سنن پوشاك محلى ، بر جنس و مدل لباس تأثيرى مستقيم مىنهاد .
بنا بر آنچه گذشت ، در عصر عباسيان پوشاك هر طبقه و قشر و به تبع آن پوشاك اهل علم متفاوت شد . هر دانشمندى كه در جايگاه ديگرى انجام وظيفه مىكرد ، هنگام تدريس لباس ويژه خود را مىپوشيد و در كلاس درس حاضر مىشد . براى نمونه ، صاحب بن عبّاد ( وزير نامى عباسيان ) هنگامى كه مىخواست به كلاس درس رود ، لباس وزارت از تن بر مىگرفت و جامه درخور علما بر تن مىكرد . « 2 » به هر روى ، لباس دانشمندان در قرن هشتم هجرى را مىتوان اينگونه توصيف نمود : لبّادهاى گشاد و يكپارچه كه از سوى شانهاش باز مىشد و كلاهى دستارگونه با ابعادى بزرگ به نام فينه كه بخشى از آن از عمامه بيرون مىماند و ميان دو كتف استاد آويزان مىشد و قسمتى ديگر از آن بر كتف چپ مىافتاد . جنس لباس از پشم سفيد بود و براى زيرپوش آن از جامهاى سبز و بدون حاشيه استفاده مىشد . چنان كه پيشتر اشاره شد ، رنگ لباس و يا تركيبات اضافى آن در مناطق مختلف متناسب با عرف تغيير مىكرد . « 3 » قلقشندى در باره جامههاى علما به ويژه از روزگار ايوبيان اطلاعات مفيدى به دست مىدهد .
وى مىنويسد :
آنان عمامههايى بلند كه انتهاى هركدام ميان شانههايشان مىافتاد ، مىپوشيدند .
گاهى آويختهء اين عمامهها به اندازهاى بلند بود كه به زين مركَبى كه سوار مىشدند ، مىرسيد . « 4 »
هامش
( 1 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 2 ، ص 211 .
( 2 ) . حموى ، معجم الادباء ، ج 2 ، ص 312 .
( 3 ) . بنگريد به : آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى ، ج 2 ، ص 431 .
( 4 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 44 - 41 .