املاك ، هم به فقيهان و مدرسان و هم به طالبان علم براى گذران معاش خود داده مىشد . « 1 » آنچه در رونق اين مدارس مؤثر واقع شد تعيين كمكهزينههاى ثابت براى دانشجويان و اعطاى تسهيلات آموزشى به آنها بود . عمادالدين اصفهانى مىنويسد :
در هر شهرى كه نظام الملك مرد دانشمندى مىيافت ، بىدرنگ مدرسهاى براى او مىساخت تا در آنجا به تدريس بپردازد و درآمدى از وقف بدان اختصاص مىداد و آن را به كتابخانهاى مىآراست . « 2 » به روايت منابع ، نظاميه بغداد قرنها بعد از حمله مغول ( 656 ق ) پابرجا بود ؛ چنان كه مستشرق انگليسى ، لسترنج بر آن است كه نظاميه بغداد تا قرن چهاردهم ميلادى همچنان بر پا بود . متأسفانه در سالهاى اخير هيچ نشانهاى از اين مدارس باقى نمانده است و آثار آنها بهكلى از ميان رفته است . نويسنده عراقى ، محمود شكرى الآلوسى در تأييد اين مطلب مىنويسد :
نه ما ، نه پدرانمان هيچ نشانى از بقاياى اين مدرسه نيافتيم . به جز خرابههاى بخشى از مناره مسجد - كه از سرگذشت اين بناى عظيم علمى شِكوه مىكند - چيز ديگرى بر جاى نمانده است . « 3 » از مجموع اطلاعات نظاميهها در كتابهاى تاريخى مىتوان ويژگىهاى مدارس آن را در موارد ذيل خلاصه نمود :
1 . تخصصى بودن مدارس در علوم خاص چون فقه و اصول فقه شافعى .
2 . برخوردارى از معمارى زيبا ، استفاده از مصالح عالى ، تزئينات برجسته و اثاثيه مرغوب .
3 . دارا بودن املاك و موقوفات بسيار .
4 . بهكارگيرى استادان ممتازى چون غزالى ، امامالحرمين جوينى ، شيخ ابواسحاق شيرازى و ابونصر بن صباغ .
5 . داشتن اماكن رفاهى ( آشپزخانه و غذاخورى ، خوابگاه ، مركز خريد ، حمام و . . . ) .
6 . اعطاى شهريه به دانشجويان .
هامش
( 1 ) . ابنجبير ، سفرنامه ، ترجمه پرويز اتابكى ، ص 279 .
( 2 ) . عمادالدين اصفهانى ، دولة آلسلجوق ، ص 234 .
( 3 ) . آلوسى ، بلوغ الارب فى معرفة احوال العرب ، ج 3 ، ص 135 .