دورانديشى ، علمدوستى « 1 » و فرهنگپرورى ، دورهاى درخشان و كمنظير را در سدههاى نخستين تاريخ اسلام به وجود آورد . اهتمام مأمون به دانشافزايى موجب شد لقب پر مايه « حكيم آلعباس » را به دو دهند . « 2 » مأمون مدتها در خطّه دانشپرور مرو « 3 » و در دامان دانشمندان و فضلاى اين سامانْ ملكدارى آموخت و با دستيابى به كتابخانه ساسانيان كه يزدگرد سوم « 4 » از مداين به مرو برده بود ، « 5 » توجه او به علوم مختلف فزونى يافت . آنچه بعدها در دوره خلافت او بسيار كارساز افتاد ، آموزههاى او از محضر امام على بن موسى الرضا عليه السلام و كسب برخى معارف از اهلبيت است ؛ چه اين خود يكى از مهمترين موضوعاتى بود كه در بينش باز خليفه مؤثر مىافتاد .
بازگشت مأمون به بغداد فصلى نوين در تاريخ عباسيان گشود . حضور وى در دارالخلافه بغداد همزمان با تكوين مذهب اجتهادى شيعه و رواج مكتب فكرى و كلامى معتزله ، رونقى تازه به جريان علمى بخشيد . شرايط موجود حاكم بر مركز خلافت اسلامى ، مأمون را به سوى گرايشهاى معتزلى كشاند و چيزى نگذشت كه به مدد مطالعات پيشين او در مرو در باره « رأى و قياس » ، علاقهمندى وى به مباحث فلسفى و كلامى دو چندان شد و در نتيجه از طرفداران سرسخت مكتب اعتزال گرديد . « 6 » وى در پرتو اين گرايش ، علما و متكلمان ، آگاهان به زبان عربى و دانايان به فلسفه و علوم اوائل را از اقصى نقاط گردآورد . « 7 » و بدين طريق روح تازهاى از كمالطلبى و علمجويى در كالبد جامعه اسلامى دميدن گرفت .
با توسعه فضاى باز فرهنگىِ آميخته با تسامح مذهبى ، فراهم آمدن زمينههاى ابراز عقايد و
هامش
( 1 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 284 ؛ ابن خلدون ، مقدمه ، ص 480 .
( 2 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 118 .
( 3 ) . دليسى اوليرى ، انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ، ترجمه احمد آرام ، ص 252 .
( 4 ) . ابوالفضل احمد بن طاهر بن طيفور ، بغداد فى تاريخ الخلافة العباسية ، ص 86 . بعدها مجموعهكتابهاى اين كتابخانه به بغداد منتقل شد . ( عبدالحسين زرّينكوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 437 . )
( 5 ) . ياقوت الحموى از ده كتابخانه مرو ياد مىكند و مىگويد : مانند آن را در دنيا نديدهام . ( معجم البلدان ، ج 1 ، ص 134 . )
( 6 ) . اين مكتب در عهد امويان پا به عرصه حيات مذهبى و فرهنگى نهاد .
( 7 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 284 .