از تب اندرون « 1 » و بيرون و از شرّ هر جنبندهاى كه تو اخذ نمودهاى پيش سر او را بدرستى كه تو بر راه راستى و رحمت فرستد خداى بر پيغمبر او كه محمّد است و بر آل او كه پاكيزگان و پاكند .
ب : حرزى ديگر از امام على نقىّ فرزند امام محمّد تقى عليهما السّلام : ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان اى كسى كه غلبه نموده است « 2 » غلبهء او در عزّت خود چقدر عزيز است كسى كه غالب باشد غلبهء او در عزّت خود ، اى غلبه نماينده ، غالب گردان مرا به عزّت خود و قوّت ده مرا به يارى كردن خود و دفع نماى [ دور گردان ] از من كيدهاى شيطانها را و دور نماى از من به سبب دفع نمودن خود و منع نماى از من به فعل خودت [ به سبب منع نمودن تو ] و بگردان مرا از جمله بهترين مخلوقات خود اى يگانه اى يكتا اى بىهمتا اى مقصود در حاجتها .
15 - حرزهاى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام
الف :
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان پنهان شدم به حجاب خداى كه روشنى است كه پنهان است خداى به سبب او از چشمها و محيط گردانيدم بر نفسم و بر اهلم و بر فرزندم [ فرزندانم ] و بر مالم و بر آنچه شامل است بر آن قصد من « 3 » پناه به اسم خداى بخشندهء مهربان را و محافظت كردم نفس خود را و چيزهائى كه مذكور شد همهء آن را از هر چيز كه مىترسم و
هامش
( 1 ) و يا آن كه از شرّ امرها و صفتهاى باطنى و ظاهرى . و اللَّه يعلم
( 2 ) كمال مبالغه است ، يعنى اى آن كسى كه در عزّت خود آن قدر عزيز است كه گويا صفت عزّت او نيز شخصى عزيز است ، و چه بسيار تعجّب است از كسى كه صفت عزت او عزيز باشد ، يعنى از بسيارى عزّت عزيز و صفت عزّت او غالب گشته باشد . يعنى عزّت او به منزلهء شخصى است كه او نيز غالب باشد ، چنان كه گويند كه شجاعت زيد مثلا شجاع است ، يعنى زيد آن قدر شجاع است كه گويا شجاعت او نيز شخصى شجاع است . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى بر عيال و دوستداران من و جماعتى كه ايشان را متكفّلم .