تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
از آن آتش خواهم بود من از جملهء رستگاران خداوندا و به تحقيق كه داخل در صباح شدم « 1 » در روز خودم اين روز در حالى كه نيست اعتمادى براى من و نه گريزگاهى « 2 » و نه كسى كه ملتجى گردم به او غير آن كسانى كه متوسّل گشته‌ام به ايشان بسوى تو از آل رسول تو رحمت خدا باد بر او يعنى على ( عليه السلام ) كه پيشواى مؤمنان است و مولاة من حضرت فاطمهء زهرا « 3 » و امام حسن و امام حسين و به امامان از فرزندان ايشان و برهانهاى [ برهان ] پنهان گرديده شده از اولاد ايشان كه اميد داشته‌شدگانند از براى امّت از پس ايشان و برگزيدگان تواند كه بر او و بر ايشان باد سلام و درود ، خداوندا پس بگردان ايشان را حصار من كه نگاهدارند مرا از ناخوشيها و قلعه و پناه من كه محافظت نمايند مرا از آنچه مىترسم از آنها و رهائى ده مرا به سبب ايشان از هر دشمنى از حد تجاوزكننده و از هر فاسق ستم‌كننده و از شر آنچه مىشناسم آن را و آنچه نمىشناسم آن را « 4 » و آنچه پوشيده شده است بر من و آنچه مىبينم آن را و از شرّ هر جانورى كه پروردگار من گرفته است پيش سر او را « 5 » بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است خداوندا پس به حق توسّل جستن من به سوى تو به ايشان « 6 » و نزديكى جستن من به وسيلهء دوستى ايشان بگشاى بر من درهاى رحمت خود را و آمرزش خود را و دوست گردان مرا « 7 » به سوى مخلوقات خود و دور گردان از من دشمنى ايشان را و كينهء ايشان را بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانايى خداوندا و از براى هر وسيله جوينده « 8 » ثوابى هست و براى هر صاحب شفاعتى حقّى است پس سؤال مىكنم تو را به حقّ آن كسى كه گردانيده‌ام او را بسوى تو سبب خود و مقدم داشته‌ام او را پيش حاجت خود آنكه بشناسانى به من بركت « 9 » روز مرا اين روز و ماه مرا اين ماه و سال مرا اين سال خداوندا
هامش
( 1 ) و اگر در شام خواند به جاى « أصبحت » ، « أمسيت » گويد يعنى داخل در شام شدم در اين روز . ( 2 ) يعنى كسى كه بگريزم به سوى او . ( 3 ) حضرت فاطمه عليها السلام را زهرا گويند از جهت آنكه در وقت نماز نور ايشان به آسمانها مىافتاد و آنها را روشن مىگردانيد همچنان كه نور ستارگان زمين را روشن مىگرداند و روايتى ديگر وارد شده كه زهرا از جهت آن گويند كه خداى تعالى خلق نمود ايشان را از نور عظمت و از ساير صفات خود . و اللَّه يعلم ( 4 ) يا آنكه آنچه را كه انكار و ناخوش دارم آن را چنانچه برخى اعراب شده . ( 5 ) يعنى در قبضهء اختيار تو و مسخر و مقهور تو است چنان كه گذشت . ( 6 ) يعنى به حضرت محمّد و ائمه هدى عليهم السلام . ( 7 ) يعنى مردم را دوست من گردان . ( 8 ) يعنى به سبب اين كه من ائمه عليهم السلام را وسيلهء خود گردانيده‌ام متوقع و مستحق ثواب هستم و محتمل است كه « متوسّل » به فتح سين خوانده شود يعنى آن كسى كه او را وسيله مىسازند و اين معنى هر چند كه انسب است به ما بعد و ليكن در لغت « متوسّل » به اين معنى نيامده . و اللَّه يعلم ( 9 ) يعنى بركت اين روز و اين ماه و اين سال را به من ببخش چنان كه بر من مبارك باشند و بر من ظاهر شود بركت آنها . و اللَّه يعلم