در خانهء آن حضرت رسيدم ، آن حضرت را در خانه خلوت يافتم . پس در آن خانه داخل شدم بىآنكه دستورى از آن حضرت طلبم . پس ديدم آن حضرت را كه گونههاى ايشان خاك آلوده بود و دستهاى خود را بالا كرده تضرع مىنمود و دعائى مىخواند و اثر خاك در روى و در گونهء آن حضرت ظاهر بود . پس جرأت ننمودم و احترام نمودم از آنكه سخنى بگويم تا آنكه از نماز و دعا فارغ شد و روى به جانب من نمودند . پس گفتم : السّلام عليك يا ابا عبد اللَّه . پس فرمودند كه و عليك السّلام اى برادر به چه كار آمدهاى . پس گفتم كه ابن عمّ تو منصور سلام به تو مىرساند و مىگويد چنين و چنين تا به آخر آنچه پيغام كرده بود . پس آن حضرت فرمودند كه واى بر تو اى ربيع و اين آيه را خواندند كه :
« آيا وقت نشد مر آن جماعتى را كه ايمان آوردهاند آنكه بترسند « 1 » و نرم شود دلهاى ايشان از جهت آنكه به ياد آورند خداى تعالى و آنچه را كه نازل شده است بر ايشان از موعظهها و نصايح و سخنان حقّ و وقت نشد كه نباشند مؤمنان مثل جماعت پيشينيان كه داده شده است به ايشان كتاب ( يعنى مثل يهود و نصارى نباشند كه داده شده بود به ايشان تورات و انجيل ) . پس دراز شد عمر ايشان و طول امل بهم رسانيدند ( و همهء احكام خدا را فراموش كردند ) پس سخت شد دلهاى ايشان ( و بسيارى از ايشان از دين بيرون رفتند ) » .
پس باز فرمودند : و اى بر تو اى ربيع و اين آيهء ديگر را خواندند كه : « آيا پس ايمن شدند اهل مكّه و حوالى آن از آنكه بيايد و وارد شود بر ايشان عذاب ما در حالى كه باشند در خواب غفلت آيا ايمن شدند اهل قريهها از آنكه بيايد ايشان را عقاب ما و حال آنكه ايشان مشغول باشند به لهو و لعب آيا پس ايشان ايمن گشتند از عذاب الهى پس ايمن نمىگردند از عذاب الهى مگر گروه زيانكاران » .
و فرمودند كه : بر امير المؤمنين ( يعنى منصور ) اين آيهها را بخوان و سلام مرا به او برسان و باز به نماز مشغول شدند و بعد از نماز روى به من كردند ، پس من گفتم : آيا بعد از رسانيدن سلام ديگر سخنى بگويم و او را عتاب نمايم يا آنكه گويم كه اجابت فرمودند . حضرت فرمودند كه : بلى به منصور بگو كه :
« آيا پس ديدى آن كسى را كه روى بگردانيد از پيروى حقّ و داد اندكى مال خود را به رشوه و نگاهداشت ما بقى را جهت بخل آيا در نزد اوست « 2 » دانش چيزهاى پنهان و او مىداند اين را كه معاقب نخواهد شد به سبب گناهان و اين رشوه كفّار گناهان او خواهد شد . يا آنكه خبر كرده نشده است به آنچه در صفحههاى موسى و ابراهيم است ( يعنى در تورات و زبور ) آن ابراهيمى كه بسيار وفاكننده است و آنچه در صحف موسى و ابراهيم است آن است كه بار بر نمىدارد هيچ بار بر دارندهاى بار گناه ديگرى را و آنكه نيست براى انسان ثواب مگر آنچه خود سعى نموده است در تحصيل آن و آنكه سعى و عمل خود را زود باشد كه ببيند در ترازوى اعمال » . « 3 » و به او بگو كه قسم به خدا كه به تحقيق كه ما از او مىترسيم و از جهت ترس ما مىترسند آن زنانى چند كه مىداند آنها را و ناچاريم ما از آنكه اين را به تو اظهار نمائيم . پس اگر از آنچه اراده دارى باز ايستى و دست از ما بردارى فبها و الّا پس شكوهء
هامش
( 1 ) يعنى جماعتى كه به حسب ظاهر اظهار ايمان مىكنند مثل منصور و ساير خلفا . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى حاشا كه چنين باشد .
( 3 ) از عبد اللَّه بن عباس منقول است كه اين آيه در شان عثمان نازل شد و تفصيل اين حكايت در تفاسير مذكور است . و اللَّه يعلم