تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
اطاعت‌كننده يا اكراه داشته شده گفتند كه آمده‌ايم در حالى كه فرمان برداريم چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او فرا نمىگيرد او را سستى يا پينكى و نه خوابى چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او و بخشنده و بر عرش مستولى و قادر است [ مىداند راز نهانى و آنچه را كه پنهان است ] مىداند خيانت‌كنندهء از چشمها را و آنچه را كه پنهان كنند آن را سينه‌ها . چنگ در زدم بخدائى كه نيست خدائى مگر او از براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين و آنچه در ما بين هر دو و آنچه در زير خاك است . چنگ در زدم من بخدايى كه نيست خدائى مگر او مىبيند همه چيز را و ديده نمىشود او و خدا در جايگاه ديدن بلند است پروردگار آخرت و دنياست . چنگ در زدم من بخدائى كه [ نيست خدائى مگر او ] خوار است هر چيز نزد پادشاهى او . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه پست است هر چيزى براى بزرگى او . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه او در بلندى مرتبه خود نزديك است و در نزديكى خود بلند مرتبه است و در پادشاهى خود تواناست . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او آفرينندهء بىماده است بلند مرتبهء زندهء هميشگى است باقى است كه بر طرف نمىشود . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه تعريف نمىتواند كرد زبانها توانائى او را . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او زندهء به خود برپا است « 1 » فرا نمىگيرد او را سستى و نه خوابى . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او رحم‌كنندهء بخشندهء صاحب بزرگى و كرم است . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او يگانهء يكتاى بىهمتاى هميشگى است كه نزائيده و زائيده نشده و نبوده و نيست براى او همسر كسى . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او بخشنده‌ترين بخشندگان است بزرگ بزرگ‌تر است از آنكه به وصف آيد بلند بلند مرتبه‌تر است از همه چيز . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او به دست قدرت اوست خوبىها همه و او بر هر چيز تواناست چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او تسبيح مىكند براى او آنچه در آسمانها و زمين است همه از براى او زارىكننده‌اند . چنگ در زدم من بخدائى كه
هامش
( 1 ) يا آنكه قايم است به امور خلايق .
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 230 | السيد ابن طاووس / محمدتقى بن علينقى طبسى