تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
و رفاقت نمودى مرا در سفرهاى من و اكرام نمودى مرا در حضرهاى من و شفا دادى مرا در بيمارىهاى من و سالم گردانيدى مرا از دردها و نيكو ساختى بازگشت مرا و آرامگاه مرا و خوشحال نگردانيدى به سبب من دشمنان مرا و انداختى تو به بلا كسى را كه انداخت مرا به بدى و كفايت نمودى از من شرّ كسى را كه دشمنى نمود با من خداوندا بسا از دشمنى كه كشيد بر من شمشير دشمنى خود را و تند كرد براى كشتن من دم كارد بزرگ خود را و تنگ نمود براى من كنارهء تندى غضب خود را و خيسانيد براى من كشنده‌هاى از زهرهاى خود را و راست كردى براى من راست رونده‌هاى از تيرهاى خود را و در دل گرفت آنكه برساند به من ناخوشى را و بياشاماند مرا تلخى زهرهاى خود را پس نگاه كردى تو اى خداى من به سوى سستى من از برداشتن بارهاى گران بلاها و به سوى ناتوانى من از انتقام كشيدن از كسى كه اراده نموده مرا به كارزار خود و به سوى تنهائى من در بسيار از كسانى كه دشمنى نمودند مرا و به كمين نشست براى من در بلائى كه نتوانم به كار بردن فكر خود را در انتقام كشيدن از مثل او پس آنگاه قوّت دادى تو مرا اى پروردگار من به يارى خود و محكم كردى دستهاى مرا به يارى خود پس كند نمودى تو براى من تندى او را و گردانيدى تو او را پس از اجتماع بسيارى تنها و بلند كردى استخوان پاى مرا « 1 » بر او و برگردانيدى تو او را بازداشته شده در حالى كه شفا نداده بود [ شفا ندادى ] سوزش سينهء خود را و خنك نكرده بود [ نكردى ] گرمىهاى خشم خود و بتحقيق كه دندان گرفت بر دستهاى خود و برگشت پشت‌كننده بتحقيق كه وعدهء خلاف كردند لشكرهاى او و مخالفت ورزيدند آرزوهاى او را خداوندا و بسا از ستمكارى كه ستم نمود بر من به مكرهاى خود و بر پاى كرد براى من دامهاى شكاركننده‌هاى خود را و در كمين نشست به سوى من مثل نشستن شير از براى شكار خود و فرصت جست فرصت خود را و رسيدن به شكار كشتهء خود را و حال آنكه او ظاهر مىكند شكفتگى چاپلوسى را و مىگشايد به حسب ظاهر براى من روى گشاده را پس چون ديدى تو اى خداى من فساد باطن او را و زشتى آنچه را كه پنهان است در سينهء او [ نگون ساز كردى او را به اصل سر او در گور خودش و سرازير انداختى تو او را ] در محل افتادن در گودال خودش و برگردانيدى او را بر پاشنهء پاى خودش
هامش
( 1 ) كعب استخوان برآمده بر روى پاست و بلند گردانيدن آن كنايه از شرف و بلندى مرتبه است ، يا آنكه و پايمال من گردانيدى او را و كنايه از مغلوب شدن او است . و اللَّه يعلم