كيمياگرى در اسلام با نوعى معنويت و عرفان توأم بوده ، رابطه استاد و شاگرد در اين علم ، رابطه مريدى و مرادى بوده است . معمولًا اين علم به كسانى تعليم داده مىشد كه استعداد روحى و معنوى و تهذيب نفس داشتند و بههمين دليل بسيارى از فرمولهاى آن بهصورت رمزى بود تا به دست نااهلان نيفتد .
در ميان شيمىدانان مسلمان ، جابربن حيان را پدر علمى شيمى مىشناسند . وى شاگرد امامصادق ( ع ) بود و در جاىجاى آثار خويش آن حضرت را استاد خود معرفى نموده ، مطالبى را از ايشان نقل مىكند . « 1 »
كيمياى اسلامى در قرن اول هجرى پديد آمد و تاكنون نيز ادامه دارد . متون بسيارى دردست است كه در دوازده قرن گذشته تأليف شده كه مهمترين مجموعه آن را جابربن حيان نگاشته است . او نهتنها در جهان اسلام ، بلكه در مغربزمين نيز بزرگترين حجت درعلم كيمياست . « 2 »
در كيميا از مادهاى بحث مىشود كه با بهكاربردن آن مىتوان فلزات پست چون آهن و مس را به زر و سيم تبديل كرد كه آن را كيمياگران « اكسير » مىناميدند . با ظهور جابربن حيان ، كيميا در نزد مسلمين از صورت « صنعت زر خرافى » بهصورت « دانش تجربى آزمايشگاهى » درآمد . او به تقطير مايعات خاص مانند آب ، شير ، روغن و خون مىپرداخت و چنين مىپنداشت كه هر بار كه آب را تقطير مىكند ، مادهاى تازه بر ماده خالص پيشين افزوده مىشود تا عدد تقطير به هفتصد برسد . به نظر او دست يافتن به اكسير از طريق جوشاندن و تقطير طلا در مراحل خلوص گوناگون ، تا هزاربار ممكن است .
پس از جابر ، كيمياگر مشهور مسلمان محمدبن زكرياى رازى است . وى پيش از آنكه به تحصيل علم پزشكى روى آورد ، كيمياگر بوده است . نقل شده است كه بر اثر آزمايشهاى بيش از حد كيميايى ، ديد چشمانش كاهش يافت و به همين رو مأيوسانه از كار كيميا دست شست .
رازى خود را شاگرد جابر مىشمرد و حتى عنوان بيشتر نوشتههاى كيميايى او مانند عناوين مجموعه جابرى است ، ولى كيمياى جابرى مبتنى بر تفسير و تأويل باطنى طبيعت
هامش
( 1 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 194 .
( 2 ) . سيد حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ص 263 .