از تاريخنگاران معاصر كه معتقدند تنها دليل جنگهاى صليبى ، اعتقادات و مذهب بوده است ، مىتوان به ارنست باكر ، استيفن رانسيمان و رنه گروسه اشاره كرد . « 1 »
نكته درخور توجه اينكه ديانت مسيحى به صلح و آرامش تمايل داشت و حتى كليساى بيزانس - بنا به تعاليم قديس باسيل « 2 » - سرباز مسيحى را كه در ميدان جنگ كشته مىشد ، شهيد نمىدانست ، بلكه كسى را شهيد مىخواند كه با سلاح ايمان بميرد . « 3 » در مقابل اين سخن ، سنت آگوستين نيز معتقد بود كه به امر خدا مىتوان به جنگ پرداخت و حتى در اواسط قرن نهم پاپ لئوى چهارم اعلام نمود :
هركس در نبرد براى دفاع از كليسا جان خود را بدهد ، پاداشى آسمانى بهدست خواهد آورد . « 4 »
اين دوگانگى رأى درباره جنگ و جهاد ، بيانگر آن است كه تنها انگيزه دينى عامل جنگ نبوده ، بلكه دين و مذهب محملى از جانب كليساى غرب براى رسيدن به اهداف ديگر بوده است . بىگمان انگيزههاى سياسى ، اقتصادى و اجتماعى در غرب ، علل عمده جنگهاى صليبى بهشمار مىرفت . « 5 » البته اوضاع سياسى و اجتماعى جهان اسلام ، زمينهساز و تقويتكننده آن نيز بود . « 6 »
پوشيده نماند انگيزههاى ديگرى را نيز مىتوان براى اين جنگها برشمرد ؛ ازجمله افزايش قدرت و نفوذ پاپ در سرزمينهاى مسيحى ، جلوگيرى از پيشرفت تركان سلجوقى در آسياى صغير و نيز بلندپروازىهاى شواليهها براى دستيافتن به منصب پادشاهى اورشليم . « 7 »
هامش
( 1 ) . بنگريد به : عبدالله ناصرىطاهرى ، علل و آثار جنگهاى صليبى ، ص 39 - 37 .
( 2 ). ST , basil .( 3 ) . همان ، ص 40 .
( 4 ) . استيفن رانسيمان ، تاريخ جنگهاى صليبى ، ص 110 .
( 5 ) . عبدالله ناصرىطاهرى ، علل و آثار جنگهاى صليبى ، ص 40 .
( 6 ) . براى آگاهى از اوضاع جهان اسلام در آستانه جنگهاى صليبى بنگريد به : عبدالله ناصرىطاهرى ، علل و آثار جنگهاى صليبى ، ص 57 - 41 .
( 7 ) . بنگريد به : رنه گروسه ، تاريخ جنگهاى صليبى ، ص 9 - 1 .