يكى براى بايگانى و ديگرى براى وزير تنظيم مىگرديد .
12 . ديوان توقيع : اين ديوان به كمك ديوان ديگرى به نام ديوان الدار ، نامههاى درخواستى را كه از ديوانهاى ديگر براى خليفه ارسال مىشد ، بررسى مىكردند ؛ آنهم بدينگونه كه نظر خليفه را درمورد آن نامهها جويا مىشد و پاسخ او را در دفتر توقيع وارد مىكرد و نسخهاى از دستور خليفه را نيز براى ديوان مربوط ابلاغ مىنمود . « 1 »
ب ) منابع مالى ( خراج )
قديمىترين مالياتها ، ماليات زمين و محصول زمين است كه آن را به عربى خراج گويند . در تمام ممالك قديم ، زمينْ مِلك پادشاه بود ، از اينرو وقتى مردم از محصول زمين بهرهمند مىشدند ، در قبال آن به دولت ماليات مىپرداختند .
به نظر مىرسد مسلمانان در صدر اسلام ، روش اخذ خراج ( ماليات زراعى ) را از ايرانيان آموخته باشند ؛ زيرا در ايرانِ پيش از اسلام نيز گرفتن خراج رايج بوده است . گفتنى است روميان نيز از مستعمرات خود ( مصر و شام ) اين ماليات را مىگرفتند .
هنگامى كه مسلمانان اين سرزمينها را فتح كردند ، دفاتر و مؤسسات اخذ خراج را همچون گذشته بهدست مسيحيان و زرتشتيان سپردند ؛ بهگونهاىكه دفاتر مصر به قبطى ، دفاتر شام به رومى و دفاتر ايران به فارسى تدوين و نگاشته مىشد .
ابتدا مسلمانان به اين امور بىتوجه بودند ، ولى بهتدريج كه شهرنشين شدند و ديوان تأسيس كردند و با مهارتهاى حسابدارى و نويسندگى آشنا گشتند ، دفاتر را به عربى منتقل كردند . اين امر نخستين بار در سال 81 هجرى به فرمان عبدالملك اموى صورت پذيرفت و آرامآرام تكميل شد . « 2 »
خراج همواره يكى از مهمترين منابع درآمد سرزمينهاى اسلامى بوده است . خلافت اسلامى براى تأمين هزينههاى مختلفى چون پرداخت دستمزد به سپاهيان ، با موضوع مهم تعريف منابع درآمد روبهرو بود . تا پيش از فتوحات ، تنها منبع موجود درآمد مالياتى بود كه از
هامش
( 1 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن پنجم هجرى يا رنسانس اسلامى ، ص 97 و 98 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 175 .