روشن است كه هر حكومتى از هر نوع كه باشد براى كنترل و اداره قلمرو خود نياز به سازمانها و دفاتر و اداراتى دارد و لازم است شهرى را بهعنوان مركز انتخاب كند و به اصطلاح پايتخت خود قرار دهد . همچنين بديهى است يك پايتخت هم از نظر جغرافيايى بايد قابليت گسترش زيادى داشته باشد و هم از نظر ارتباطات نسبت به شهرهاى ديگر از يك موقعيت ممتاز برخوردار باشد .
الف ) ديوان ( سازمان ادارى )
با هجرت تاريخساز پيامبرخدا ( ص ) به شهر يثرب ، اين شهر بهعنوان مدينة النبى مركز حكومت نوپاى اسلام گشت . سپس با تأسيس مسجد در مدينه ، گامهاى مهمى در جهت تشكيل حكومت اسلامى برداشته شد . مسجد پيامبر ( ص ) افزون بر آنكه محل پرستش خدا و ستاد فرماندهى حكومت اسلامى بود ، مركزى براى آموزش و پرورش ، دادگاهى براى رسيدگى به شكايات مردم و پايگاهى براى طرح مسائل ادبى و فرهنگى و شور و مشورت در امور سياسى و اجتماعى نيز بهشمار مىرفت . « 1 »
اين شهر تا پايان عمر پربار پيامبر ( ص ) مركز حكومت اسلامى بود و پس از رحلت ايشان نيز خلفا همچنان آنجا را مركز حكومت قرار دادند . درنتيجه فتوحاتى كه از زمان ابوبكر آغاز شد و در دوران عمر نيز ادامه يافت ، وسعت سرزمينهاى اسلامى بسيار شد و بدينرو اموال و
هامش
( 1 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 26 و 27 .