مسلمانان در طول چند قرن آنچنان در علوم ، صنايع ، فلسفه ، حقوق ، اخلاق ، اقتصاد ، سياست و نظامات اجتماعى پيشرفت نمودند كه به اقرار دانشمندان غربى ، تمدن معاصر اروپا و غرب وامدار آن شد .
گوستاو لوبون مورخ شهير فرانسوى مىگويد :
تا مدت پانصد سال مدارس اروپا روى كتب و آثار علمى مسلمانان داير بود و آنها بودند كه اروپا را به لحاظ علم و ادب و اخلاق تربيت كرده ، داخل در تمدن نمودند . ما وقتى به تحقيقات علمى و اكتشافات فنى آنان نظر مىافكنيم ، مىبينيم هيچ ملتى نيست كه در اين مدت كم ، بيشتر از مسلمانان ترقى كرده باشد . « 1 »
بىشك دنياى اسلام در تمدن و فرهنگ بشرى تأثيرى بسزا داشته ، اما با اينهمه ، برخى محققان غربى درباره آنچه تمدن اسلامى به دنيا عرضه نموده ، بهدرستى داورى نكردهاند .
در سده هجدهم و اوايل سده نوزدهم ، غربىها كه خود را وارث فرهنگ و تمدن يونان و روم مىپنداشتند ، بهگونهاى دچار تعصب شدند كه تصور كردند همه فرهنگها و تمدنهاى بشر ، از يونان و روم ريشه گرفته و ديگر ملتهاى جهان در بنا نهادن تمدن انسانى هيچ سهمى نداشته و اگر هم داشتهاند ، بسيار كم بوده و به هيچرو قابل اعتنا نبوده است .
سر هنرى مين ، « 2 » يكى از متفكران غربى ادعا كرده است :
جز نيروهاى كور طبيعت ، هيچ چيز در اين جهان حركت نمىكند ، مگر اينكه در ريشه خود يونانى باشد . « 3 »
اين روح يونانىمآبى و يونانىپرستى موجب شده بود مورخان و پژوهشگران غربى ، تمدنها و فرهنگهاى اقوام پيش از يونان و اقوام معاصر يونان را ناديده انگارند . اما با تحقيقات بيشتر در آثار تمدن آسيايى بهتدريج موج يونانگرايى فروكش نمود و غربيان دريافتند كه ديگر ملتها نيز در ساختن و پرداختن بناى عظيم تمدن بشرى سهمى بسزا
هامش
( 1 ) . گوستاو لوبون ، تمدن اسلام و عرب ، ص 710 و 711 .
( 2 ). Sir Henry Main .( 3 ). Sir Henry Maine , A cient Law , P . 1 2 .