نمونهاى از اشكالات مشركان در برابر آيين جديد
1 . مشركان با وجود اعتراف به خالقيت الله نسبت به همه موجودات و حتى بتهاى معبود خويش ، انسان را شايسته كرنش در برابر الله نمىدانستند ، بلكه از نگاه آنها ارواح مقدس خيالى - كه بتهايشان به نام آنها بود - لايق تكريم بودند .
2 . بتپرستان منكر معاد بودهاند ؛ بدينمعنا كه آنان نتيجه اعمال را مخصوص همين جهان مىدانستند ، بىآنكه به زندگى پس از مرگ معتقد باشند . در واقع آنها انسان را همين جسم ظاهرى مىشمردند و به روح و بقاى روح باور نداشتند . به همين دليل ، پيامبر در جريان يومالدار با استناد به خوابهاى شبانهروزى به اثبات روح پرداخت . بىترديد آيات فراوان درمورد دگرگونى حيات پس از پوسيده شدن استخوانهاى بشر ، گوياى همين معناست : « وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَ نَسِى خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يحْيى الْعِظَامَ وَ هى رَميمٌ » . « 1 »
3 . مشركان بر اين باور بودند كه بشر براى رابطه با خدا و پيامبرى او صلاحيت ندارد ؛ چراكه به باور اينان ، انسان موجودى آلوده بوده و حمال نجاست است . ازاينرو ، ارتباط با خداى جهان مخصوص بتها و ارواح مقدسى است كه در پيشگاه خدا انجام وظيفه نموده و از آلودگىهاى انسان منزهاند .
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يمْشِى فى الْأَسْوَاقِ . « 2 »
مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ * وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ . « 3 »
وَ مَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا . « 4 »
4 . اينان بر اين عقيده بودند كه بتها و يا ارواح مقدس به اذن جهانآفرين مأمور اداره جهان و تأمين نيازهاى مردماند . براى مثال ، پيروزى در جنگ ، طول عمر و كثرت فرزندان ، با
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) : 78 .
( 2 ) . فرقان ( 25 ) : 7 .
( 3 ) . مؤمنون ( 23 ) 33 و 34 .
( 4 ) . اسراء ( 17 ) : 94 .