داده است . وى پيامبراكرم را در صحنهء استسقا حاضر ساخته و بر اين باور بوده كه دعايش به خاطر پيامبر خدا مستجاب گرديده است . اين واقعه بيانگر آن است كه عبدالمطلب از منتظران بعثت پيامبر بوده و از همين روى نيز نسبت به پيامبر ( ص ) عشق مىورزيده است .
عبدالمطلب در اشعارى به هنگام مرگ ، سرپرستى پيامبر را به ابوطالب مىسپارد :
سفارش مىكنم به تو اى عبدمناف بعد از خودم ، به يگانهاى كه پس از پدر تنها مانده . [ او ] از دورانى كه در گهواره بهسر مىبرد ، پدر را از دست داده و من عبدالمطلب همانند مادر به او دلبسته بودهام و به تو از همه فرزندانم نسبت به سرپرستى او اميدوارترم . « 1 »
اين جملات ازجمله شواهد ايمان ابوطالب به پيامبر حتى پيش از بعثت اوست . « 2 » ناگفته نماند كه ابوطالب نيز در صحنهء استسقا عبدالمطلب حضور داشته و بر اين باور بوده كه استجابت دعاى عبدالمطلب به بركت حضور پيامبر ( ص ) بوده است . او در قصيده لاميه بدينمعنا اشاره دارد :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل « 3 »
يعقوبى مىنويسد :
ابوطالب در پاسخ كسى كه در بيست سالگى رسولخدا ، به رسالت آن حضرت بشارت مىداد ، گفت : اين مطلب را درمورد برادرزادهام مخفى بدار و با كسى مطرح ننماى . آرى ، به خدا همانگونه است كه تو مىگويى ! پدرم عبدالمطلب به من خبر داد كه اين پسر ، پيامبر مبعوث از جانب خداست و پدرم همچنين به من فرمان داد كه اين مطلب را با كسى نگويم تا مبادا دشمنان به او ضرر و زيان رسانند . « 4 »
هامش
( 1 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 367 .
( 2 ) . ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 280 ؛ سيد رضى ، نهجالبلاغه ، نامهء 9 ؛ ابناثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 42 ؛ سيوطى ، كفاية الطالب ، ج 1 ، ص 148 و 208
( 3 ) . ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 2 ، ص 38 .
( 4 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 369 ؛ ماوردى ، اعلام النبوة ، ص 101 .