عشايرى مىزيسته و از نظر علم و فرهنگ در رتبه شهرنشينان نبودهاند ، در برابر اسلام مقاومت و مخالفت بيشترى داشتهاند . آنان بهضرورت پذيراى اسلام شدند ؛ درحالىكه از معارف قرآن آگاهى عميق نداشته و به آن مؤمن نبودهاند . قرآنكريم دربارهء اينان مىفرمايد :
برخى باديهنشينان گفتند : ايمان آوردهايم . بگو كه ايمان نياوردهايد ، ليكن بگوييد اسلام آوردهايم و هنوز ايمان در دلهاى شما داخل نشده است . « 1 »
باديهنشينان عرب در كفر و نفاق [ از ديگران ] سختتر ، و به اينكه حدود آنچه را كه خداوند بر فرستادهاش نازل كرده ، ندانند ، سزاوارترند . « 2 »
از باديهنشينان اطراف مدينه و نيز مردم مدينه جمعى به نفاق روى آورده و بهحقيقت مسلمان نيستند كه تو اى پيامبر ! آنان را نمىشناسى ، ولى ما آنان را مىشناسيم و عذاب آنان را دوچندان قرار خواهيم داد و سرانجام با عذابى عظيم روبهرو خواهند شد . « 3 »
بنابراين واژهء اعراب كه مفرد آن اعرابى است ، در اصطلاح قرآن و در ميان مردم عرب صدر اسلام صرفاً درمورد عرب بدوى و بيابانگرد بهكار رفته است . اساساً شهرنشينان از اين افراد ممتاز بوده و به همين دليل منصبهاى مهم سياسى را در اختيار آنان قرار نمىدادهاند ، جز اينكه به مرور زمان خلق و خوى بيابانگردى را رها نموده و با اخلاق و منش شهرنشينان خو گرفته باشد .
اديان و مذاهب در جزيرةالعرب قبل از اسلام
برخى نويسندگان ، مردم عرب را بىفرهنگ و بىتمدن دانستهاند ؛ چراكه اساساً اين مردم را مردمى بتپرست و يا بهاصطلاح قرآن امّى مىشمردهاند . آنان چون واژهء امى را بهمعناى درسنخوانده و بتپرستى را گرايشى منحط و به دور از خرد مىدانستند ، بهسادگى تسليم نظر ملت يهود شدند كه خود را ملت ممتاز و ديگر ملل را منحرف و جاهل مىخواندند . اما اين در حالى است كه نه واژه اميين در قرآن بهمعناى درسنخوانده بوده و نه شركورزى الزاماً
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) : 14 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) : 97 .
( 3 ) . توبه ( 9 ) : 101 .