كَذَلِكَ وَ أَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ * فَمَا بَكَتْ عَلَيهمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَ مَا كَانُوا مُنْظَرِينَ . « 1 »
[ وه ! ] چه باغها و چشمهسارانى [ كه آنها بعد از خود ] بر جاى نهادند . و كشتزارها و جايگاههاى نيكو . و نعمتى كه از آن برخوردار بودند . [ آرى ، ] اينچنين [ بود ] و آنها را به مردمى ديگر ميراث داديم . و آسمان بر آنان اشكى نريخت و مهلت نيافتند .
على ( ع ) در اين صحنه ، رمز نابودى ساسانيان را غوطهور بودن در تمايلات حيوانى و نداشتن جايگاه مردمى مىداند و در حقيقت مىفرمايد : عوامل طبيعى نيز نسبت به نابودى ايشان همكارى كرد و احساس مخالفى از خود نشان نداد . آرى ، جنگهاى طولانىمدت در دوره ساسانيان - كه مخارج آن از دسترنج مردم فراهم مىشد - و خوشگذرانىهاى فراوان شاهان و تشكيل حرمسراها و . . . جايى براى علاقهمندى مردم باقى نگذاشت .
جالب توجه اينكه اشاره زيباى سخنان على ( ع ) در كاخ كسرا ، الگوى مناسبى براى شاعران ايرانى صدر اسلام قرارگرفت . ازاينرو ، خاقانى شاعر بزرگ ايران در قصيدهاى طولانى كه درباره كاخ كسرا سروده ، به همين موضوع اشاره كرده است :
هان اى دل عبرتبين از ديده نظر كن هان * ايوان مداين را آيينه عبرت دان
دندانه هر قصرى پندى دهدت نو نو * پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
و سرانجام مىگويد :
پرويز كنون گم شد زان گمشده كمتر گوى * زرين تره كو بر خان روكم تركوا برخوان
جالب توجه اينكه در دوران خليفه دوم هنگامى كه اسيرانى را از ايران به مدينه آوردند و بعضى از دختران خسروپرويز نيز با آنان بودند ، على ( ع ) بر لزوم برخورد نيكو با آنان تأكيد نمود و اظهار داشت : اينان خود به استقبال اسلام آمدهاند . ازاينرو ، تصميم عمر را كه مىخواست با آنان با خشونت رفتار شود ، بزرگوارانه نقض كرد .
علامه مجلسى مىنويسد :
هنگامى كه اسيران ايرانى را وارد مدينه كردند ، عمر در صدد فروش زنان و
هامش
( 1 ) . دخان ( 44 ) : 29 - 25 .