امام محمد بخارى از اولين و بزرگترين نويسندگان صحاح حديث از اهلسنت ، در باب « قول المريض قوموا عنى » مىنويسد :
هنگامى كه وفات پيامبر ( ص ) نزديك شد و در خانه آن حضرت نيز افرادى ازجمله عمر جمع بودند ، رسولخدا ( ص ) فرمود : قلم و كاغذى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد . عمر گفت : « درد بر پيامبر ( ص ) غلبه كرده است . كتاب خدا قرآن نزد ماست ؛ همان ما را كفايت مىكند . » بهدنبال اين سخن ، حاضران اختلاف كردند ؛ بدينبيان كه برخى اصرار داشتند كاغذ و قلم بياورند تا پيامبر ( ص ) براى آنان چيزى بنويسد و برخى ديگر نيز گفتار عمر را تكرار مىكردند . زمانىكه در حضور حضرت اختلاف بالا گرفت ، حضرت فرمود : برخيزيد و از نزد من برويد ! « 1 »
پس از گفتار عمر و همفكرانش ، هنگامى كه ساير اصحاب از پيامبر خواستند نامه را بنويسد ، حضرت فرمود : « آيا پس از آنچه گفتيد ؟ ! » بهواقع رسولخدا ( ص ) مىدانست كه با وجود اين اختلاف اگر مطلبى هم نوشته شود ، بىاثر است . ازاينرو ، رسولخدا ( ص ) تنها فرمود : « اوصيكم باهلبيتى خيراً . » « 2 »
تحقيق كنيد
1 . درباره قبايل مختلف يهود ساكن مدينه و نوع رفتار و مواجهه آنان با پيامبراكرم ( ص ) را تحقيق نماييد .
2 . گزارشى از حجةالوداع و تعيين اميرالمؤمنين على ( ع ) بهعنوان جانشين پيامبر تهيه و قرائت نماييد .
3 . « اجتهاد در برابر نص » چيست ؟ آيا مىتوان تخلف برخى صحابه از شركت در سپاه اسامه را اجتهاد در برابر نص ناميد . در تاريخ اسلام چند مورد از اين نوع اجتهادات مىتوان يافت ؟
هامش
( 1 ) . بخارى همچنين در باب « العلم » و باب « اعتصام بالكتاب » ، همين رويداد را با كمى اختلاف نقل نموده است . ( بخارى ، الصحيح ، ج 4 ، ص 5 ، حديث 6818 )
( 2 ) . مجلسى ، بحارالأنوار ، ج 22 ، ص 468 .